کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل


پایان نامه های جدید :


جستجو

 



 

  • گروه اول

این گروه از تعاریف، تصویر کشور را به عنوان یک سازه ی عمومی و جامع می نگرد که شامل تصاویر تعمیم یافته ای است که نه فقط به خاطر محصولات معرف آن کشور بلکه به وسیله ی درجه ی بلوغ سیاسی و اقتصادی ، وقایع و روابط تاریخی ، فرهنگ و سنن و میزان استعدادهای فناورانه و صنعتی شدن ایجاد شده اند (Allred et al 1999 ، Bannister & Saunders 1978، Desborde 1990). در حالی که همه ی این عوامل به باورهای شناختی درباره ی یک کشور مشخص اشاره دارند، آسکگارد و گر[۱۰۳] (۱۹۹۸) و ورلگ[۱۰۴] (۲۰۰۱) جزء معدود محققانی هستند که از بین همه ی محققان، جزء عاطفی تصویر کشور را نیز صراحتاً به حساب آورده اند. جزئی که به احساسات و عواطف به دست آمده درباره ی یک کشور بخصوص اشاره دارد. با این حال خیلی ها جزء عاطفی را نادیده گرفته اند. برای مثال مارتین و ارگلو[۱۰۵] (۱۹۹۳)، تصویر کشور را همه ی باورهای توصیفی، استنباطی و اطلاعاتی می دانند که یک فرد درباره ی یک کشور دارد. در حالی که کاتلر و دیگران[۱۰۶] (۱۹۹۳) آن را مجموع باورها و احساساتی می دانند که افراد درباره ی یک مکان مشخص به دست می آورند.

 

  • گروه دوم

این گروه از تعاریف، بر روی تصویر کشورها به عنوان منشأ شکل گیری محصولات تمرکز می‌کند. برای مثال لی[۱۰۷] و دیگران (۱۹۹۷) تصویر کشور را به عنوان « تصویری که مصرف کنندگان از کشورهای مختلف و محصولات ساخته شده در آن کشورها دارند » تعریف می‌کنند. این تعریف به طور ضمنی به دو نکته اشاره می‌کند؛ اول اینکه تصویر کشور و تصویر محصول دو مفهوم مجزا ولی مرتبط با هم هستند و دوم اینکه تصویر از کشور، بر روی تصویر از محصولات آن کشور نیز تأثیر می‌گذارد. ‌بنابرین‏ به نظر می‌رسد که واژه ی ”تصویر محصول ـ کشور[۱۰۸] “ به طور وسیع تر و دقیق تری پدیده ی مورد مطالعه را نشان می‌دهد (Papadopoulos 1993).

 

تعاریف کلیدی از تصاویر کشور و محصول (Roth & Diamantopoulos 2008)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعاریف مربوط به تصاویر کلی از کشورها Bannister & Saunders 1978 تصاویر تعمیم یافته ای که توسط برخی متغیرها مانند محصولات برجسته ی آن کشور، بلوغ سیاسی و اقتصادی، روابط و وقایع تاریخی، سنن، صنعتی شدن و میزان استعداد فناوری به وجود می‌آید. Desborde 1990 تصویر کشور محل ساخت به برداشت کلی از یک کشور اشاره دارد که در ذهن مصرف کننده شکل می‌گیرد. برداشتی که توسط فرهنگ، سیستم سیاسی و سطح توسعه اقتصادی و فناوری منتقل می شود. Martin et al 1993 بر این اساس، تصویر کشور به عنوان مجموعه ی باورهای توصیفی، استنباطی و اطلاعاتی که یک فرد درباره ی یک کشور به خصوص دارد، تعریف شده است. Kotler et al 1993 مجموعه ی باورها و برداشت هایی که افراد درباره ی مکان ها اتخاذ می‌کنند. تصاویری که نمایانگر ساده کردن تعداد زیادی از تداعی ها و تکه های اطلاعاتی مرتبط با یک مکان است. این تصاویر محصولی از تلاش ذهن برای پردازش و انتخاب اطلاعات اساسی، از مقادیر عظیم داده، درباره ی یک مکان هستند. Askegaard & Ger 1998 طرح یا شبکه ای از عناصر به هم مرتبط، که کشور را تعریف می‌کنند. یک ساختار دانشی که آنچه را ما در رابطه با یک کشور می‌دانیم ترکیب می‌کند. Allred et al 1999 ادراک و برداشتی که سازمان ها و مصرف کنندگان درباره ی یک کشور دارند. این برداشت و ادراک از یک کشور بر مبنای شرایط اقتصادی، ساختار سیاسی، فرهنگ، تعارضات با دیگر کشورها، شرایط نیروی کار و موضع در مباحث محیطی آن کشور می‌باشد. Verlegh & Steenkamp 1999 برداشت‌های ذهنی از مردم، فرهنگ، محصولات و نمادهای ملی یک کشور. تصاویر محصول- کشور، به طور گسترده ای کلیشه های فرهنگی مشترک را شامل می شود. Verlegh 2001 یک شبکه ی روانی از پیوندهای شناختی و عاطفی مرتبط با کشور. تعاریف مربوط به تصویر محصول ـ کشور Hooley et al 1988 تصاویر کلیشه ای از کشورها یا ستاده های آن کشورها که بر روی رفتار تأثیر می‌گذارد. Li et al 1997 تصاویر مصرف کنندگان از کشورهای مختلف و محصولات ساخته شده در آنان. Knight et al 2003 تصویر کشور محل ساخت (COI)، ادراکات مصرف کننده را درباره ی کیفیت محصولات ساخته شده در یک کشور مشخص و ماهیت مردم آن کشور منعکس می‌کند. Jaffe and Nebenzahl 2001 2001 برند و تصاویر از کشور به ترتیب، به طور مشابه به عنوان تصاویر ذهنی از برندها و کشورها تعریف شده اند. Nebenzahl et al 2003 ادراکات مصرف کنندگان درباره ی ویژگی های محصولات ساخته شده در یک کشور مشخص؛ عواطف نسبت به کشور و ادراکات به وجود آمده درباره ی جامعه پسندی محصولات ساخته شده در یک کشور. Papadopoulos et al 2003 تصاویر محصول- کشور (PCIs)، تصاویر مرتبط با یک مکان هستند که خریداران یا فروشندگان ممکن است آن ها را به یک محصول مرتبط سازند. تعاریف مربوط به تصاویر محصولات متعلق به یک کشور Nagashima 1970 «تصویر» یعنی ایده، پیشینه ی عاطفی و معنی ضمنی مرتبط با یک مفهوم. ‌بنابرین‏ تصویر Made in … یک تصویر، اعتبار و یا کلیشه است که بازرگانان و مصرف کنندگان به محصولات یک کشور مشخص نسبت می‌دهند. Han 1989 ادراکات کلی مصرف کنندگان از کیفیت محصولات ساخته شده در یک کشور مشخص. Roth & Romeo 1992 تصویر کشور، ادراک کلی مصرف کنندگان از محصولات یک کشور مشخص که بر مبنای ادراکات قبلی شان از تولید آن کشور و قوتها و ضعفهای بازاریابی، شکل می‌دهند. Bilkey 1993 باور خریداران راجع به کیفیت نسبی کالاها و خدمات تولید شده در کشورهای مختلف. Strutton et al 2005 تصویر Made in … شامل تصاویر ذهنی، اعتبار و کلیشه های مرتبط با کالاهای نشأت گرفته از هر کشور مورد نظر.

این بدان دلیل است که تصویر از یک کشور نه تنها ارزیابی از محصولات آن کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد بلکه ممکن است بر مباحث دیگری همچون سرمایه گذاریها، دیدن کردنها و روابط با یک کشور نیز تأثیر داشته باشد (Heslop et al 2004).

  • گروه سوم

این گروه منحصراًً بر روی تصویر محصولات متعلق به یک کشور تمرکز می‌کنند و قدمت آن به زمان ناگاشیما[۱۰۹] (۱۹۷۰) بر می‌گردد. اگر چه موضوع تصویر را واژه ی کشور مشخص می‌کند اما در تعریف ناگاشیما به محصولات متعلق به یک کشور مشخص اشاره شده است. به عبارتی دیگر در این حوزه از تعاریف تصویر محصول، بیشتر از تصویر کشور مد نظر قرار گرفته است.

 

سازه ای مناسب برای مطالعه ی اثرات COO

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 09:34:00 ب.ظ ]




 

افلاطون نیز همانند استادش سقراط براى اخلاق ارزش فراوان قائل بود و اخلاق را ثمره علم مى‏دانست. ارسطو شاگرد دیگر سقراط نیز مى‏گفت: «عمل انسان را غایتى است و غایات مطلوب دیگر انسان، مراتب دارند آن چه غایت کل و مطلوب مطلق ست‏سعادت و خوشى است. اما مردم خوشى را در امور مختلفه مى‏انگارند، بعضى به لذات راغب‏اند، برخى به مال و جماعتى به جاه، اما چون درست‏بنگریم مى‏بینیم هیچ موجودى به غایت‏خود نمى‏رسد مگر این‏که وظیفه‏اى که براى او مقرر است‏به بهترین وجه اجرا کند و انجام وظیفه به بهترین وجه براى هر موجودى فضیلت اوست. پس غایت مطلوب انسان، یعنى خوشى و سعادت به فضیلت‏حاصل مى‏شود.وظیفه‏اى که براى انسان مقرر شده و او را از موجودات دیگر متمایز مى‏سازد، فعالیت نفس اوست‏به موافقت‏با عقل به بهترین وجه انجام دهد و اگر چنین کرد سعید و خوش خواهد بود. و علم اخلاق عبارت است از این‏که بدانیم براى این‏که فعالیت نفس به موافقت عقل انجام گیرد احوال و موارد مختلف عمل انسان چه باید باشد، یعنى چه وقت و در چه مورد و چگونه و نسبت‏به که و براى چه باید عمل کند» (فروغی ،۱۳۸۵: ۴۴).

 

«افلاطون مانند سقراط برآن است که عمل نیک، لازمه علم به نیکى است و اگر مردمان تشخیص نیکى دادند البته به بدى نمى‏گرایند. پس حسن اخلاق، یعنى فضیلت نتیجه علم است‏» (فروغی ،۱۳۸۵: ۲۶).سقراط مى‏گفت :فضیلت نفسانى یا اخلاقى، طبیعى نیست، بلکه استعدادى است و باید کسب شود تا به درجه عادت که طبیعت دومى است‏برسد.وى هم چنین مى‏گفت: فضیلت اخلاقى عبارت است از این‏که، در هر امرى، حد وسط میان دو طرف، به عبارت دیگر اعتدال بین افراط و تفریط و زیاده و نقصان رعایت‏شود، چه افراط و تفریط در امور خلاف عقل است و رذیلت‏شمرده مى‏شود(فروغی ،۱۳۸۵: ۵۲).

 

 

 

علل نیاز به اخلاق :

 

انسان برای زندگی اجتماعی خود ناگزیر از وضع قوانین و اطاعت از آن است. در اجتماع، قوانین سعی می‌کنند حدود هر کس را تعیین و آنان را موظف به رعایت حقوق دیگران نماید. این قوانین گاه به مقررات اجتماعی و گاهی به اخلاق اجتماعی شهرت پیدا کرده‌اند. این مقررات و یا اخلاق اجتماعی در واقع نیازی ثانوی برای زندگی اجتماعی انسان به شمار می‌آیند. انسان به طور طبیعی نیازمند ‌به این گونه قوانین نیست، بلکه از آن جائی که برای رفع حوائج خود ناگزیر از زندگی اجتماعی است، لذا این مقررات را برای تنظیم حیات اجتماعی خویش وضع و رعایت می‌کند. مقصود از نیاز انسان به اخلاق، نیاز به مقررات اجتماعی و بین فردی نیست، بلکه مقصود از نیاز به اخلاق، تمایل طبیعی آدمی برای داشتن کمالات و خیرات اخلاقی است. انسان گذشته از این که در اجتماع زندگی می‌کند، فضیلت را دوست دارد و طالب آن است. انسان اگر در جهان به تنهائی هم زندگی کند، باز خود را مجاز به انجام هر کاری نمی داند(احمدی و فراهانی،۱۳۸۷ : ۱۶۵). او از این که بر نفس خویش مسلط باشد، احساس لذت می کند و این سرمایه اولیه اخلاق به شمار می‌آید. آدمی از ضعف خویش در مقابل خواسته ها و تمایلات، احساس ناخرسندی می کند. از این رو از ضعف عقل گریزان بوده و تمایل به حاکمیت عقل بر حیات خویش دارد،و اخلاق نیز از عقل ناشی می شود.
با این توضیحات برای پی بردن ‌به این که امکان تربیت اخلاقی یک امکان اصیل و قابل اعتنا است کافی است کمی با خود اندیشه کنیم. تجربه ثابت ‌کرده‌است که انسان از داشتن فضیلت های اخلاقی احساس رضایت مندی کرده و از صفاتی چون ظلم و تضییع حقوق و کارهای منافی عفت شرمسار است. این قضیه به ما در فهم امکان ذاتی تربیت اخلاقی کمک می‌کند. ‌بنابرین‏ به حکم عقل، تربیت انسان امری کاملاً طبیعی است در غیر این صورت وجود چنین نیازهایی چه معنایی دارد؟ علت دیگری که خارج از تفکر و تجربه انسانی است، وجود مکتب های گوناگون دینی و غیر آن است که هر کدام به طریقی به فضیلت های اخلاقی توصیه می‌کند. اگر در این که آیا تربیت اخلاقی امکان دارد یا نه، شکی کنیم، کافی است که به ادیان الهی توجه کنیم. اگر چنین امکانی وجود نداشت، این همه ادیان در عصرهای گوناگون برای نسل های مختلف تلاش نمی کرد. می‌دانیم در کتب آسمانی پاره ای از مطالب به تاریخ و برخی به عقاید و در قسمت های دیگری به اخلاق پرداخته است. اگر انسان به اخلاق نیاز نداشت و یا تربیت اخلاقی در انسان بی تأثیر بود، آمدن این همه توصیه های اخلاقی لغو و بیهوده می شد و خداوند کار عبث و بی ثمر مرتکب نمی شود. پس امکان دارد که بگوئیم تربیت اخلاقی در انسان کار ساز است. علاوه بر وجود دین و شریعتی که توصیه به اخلاق می‌کند، رسولان الهی نیز چنین تکلیفی را بر عهده دارند. رسالت پیامبران رهنمون ساختن انسان ها به سعادت است. آنان تلاش کرده‌اند تا ارزش های اخلاقی را توسعه دهند. پس اگر امکان تربیت اخلاقی وجود نداشت ارسال رسولان هم کاری لغو و بیهوده بود در حالی که خداوند حکیم است.سومین مؤید برای وجود امکان تربیت اخلاقی، باور و اعتقاد به معاد است. معاد و بازگشت به جایگاهی که صواب از ناصواب و سره از ناسره بازخوانی می شود منجر به بروز رفتارهای اخلاقی و پایبندی به ارزش ها می شود. وجود باور به معاد و بازگشت انسان ها به میز محاکمه مؤید دیگری بر وجود چنین امکانی است. در واقع معاد محرکی است برای خود سازی و توجه به پاک سازی نفس از آلودگی ها. ‌بنابرین‏ با توجه به قرائن مذکور آن چه امید تکامل و پایبندی اخلاقی در انسان را روز افزون می‌کند التفات بشر به معاد است.امروزه با نگاهی گذرا به مراکز تربیتی از جمله مهد کودک ها، مدارس علمی، مراکز باز پروری، ندامت گاه ها وغیره می توان ‌به این نتیجه رسید که رشد و تربیت اخلاقی در انسان ها قطعی و غیر قابل انکار است .
آیا با شرائط فعلی امکان وقوعی تربیت اخلاقی وجود دارد یا خیر؟ آیا واقعاً بشر با تربیت های موجود، توانسته است خود را به درجات عالی رشد و پویائی اخلاقی برساند یا خیر؟ چه نمونه هائی سراغ دارید تا روشن کند که واقعاً بشر قابلیت تربیت را دارند؟ در پاسخ و تبیین سوال مذکور به قرآن، کتاب هدایت، مراجعه می‌کنیم در آیه ۵۰ از سوره طه، خداوند می فرماید«پروردگار ما کسی است که به هر موجودی آن چه لازمه آفرینش او بود عطا فرمود و آن گاه هدایتش کرد»[۱۷] . این آیه شریفه بارقه امید را در دل ها زنده می‌کند که هدایت و رستگاری انسان از ضروریات و مسلّمات است و جای هیچ گونه شک و تردیدی نیست. از سوی دیگر خداوند شاکله انسان را معجونی از تقوی و فجور قرار داده است

 

هر دو زمینه سقوط و صعود در انسان هست. و در مبانی نظام اخلاقی اسلام، عنصر «اختیار» از مهم ترین ویژگی های انسان شمرده شده است. انسان مختار است که یکی از دو راه را انتخاب کند. هیچ گونه جبر و زوری در کار نیست. «انّا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفورا»[۱۸]ً و از سوی دیگر قضیه اختیار را چنین مطرح ‌کرده‌است: «لا اکراه فی الدین»[۱۹].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:31:00 ب.ظ ]




 

نخست: اعاده آن ها باید حتی الامکان داوطلبانه باشد. این موضوع در بند ۲ ماده ۸ پروتکل نیز مورد تأکید قرار گرفته است. اگرچه عبارت به کار رفته در این بند حکایت از الزام آور نبودن اعاده داوطلبانه بزه دیدگان از سوی کشورهای عضو دارد. اما به هر حال بیان گر رویکرد و خواست جامعه بین‌المللی است. در سطح بین‌المللی سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM) با همکاری NGOهای محلی برنامه های برگشت اختیاری را در بسیاری از کشورها به اجرا می‌گذارد. این سازمان به طیف‌های مشخصی از مهاجران غیر قانونی در زمینه به دست آوردن اسنادسفر، بلیت، انتقال و ورود به کشور مبدأ کمک‌های قابل توجهی می‌کند. در سطح سازمان مذکور سه نوع برنامه بازگشت اختیاری برای:

 

۱- تمامی مهاجران غیرقانونی ۲- مهاجرانی که غیرقانونی ترانزیت شده‌اند و ۳- برنامه های موردی خاص یا در کشورهای خاص، ارائه می‌شود[۱۳۳].

 

دوم، بازگرداندن بزه دیدگان باید ضمن توجه مقتضی نسبت به ایمنی آن افراد و موقعیت هر گونه رسیدگی‌های قانونی نسبت ‌به این واقعیت صورت گیرد که آن شخص یک بزه دیده قاچاق است. (بند ۲ ماده ۸ پروتکل). بزه دیده برگردانده شده ممکن است دچار آسیب روانی بوده یا از مشکلات پزشکی و روانپزشکی رنج ببرد یا این که از انتقام جویی قاچاقچیان دچار وحشت باشد. ‌بنابرین‏ هم کاری دوجانبه میان کشورهای مبدأ و مقصد برای حمایت از بزه دیده در برابراین مشکلات ضروری است. به همین منظور، برای تأمین اعمال روح پروتکل و بازگشت امن بزه دیدگان و بازتوانی آن ها، برنامه ها و مساعدت‌ها در کشور مقصد نیز باید با مداخله تکمیلی کشور مبدأ ادامه پیدا کند. در کشور مقصد یک بزه دیده ممکن است تمایل بیشتری به گزارش کردن جرم و شرکت در برنامه های حمایتی داشته باشد، مشروط بر اینکه واقعاً بداند حمایت و مساعدت به او در کشور مبدأ نیز وجود خواهد داشت.

 

همکاری سازمان‌های غیر دولتی در زمینه برگزاری برنامه های حمایتی بسیار مهم است. این سازمان‌ها دارای نقش کمک کننده و حمایتی برای بزه دیدگان قاچاق و همچنین تسهیل کننده اعاده آن ها به کشورشان هستند. برنامه های حمایتی زیادی در بسیاری از کشورها با همکاری این سازمان‌ها تاکنون برگزار شده است. به عنوان مثال قانون حمایت از بزه دیدگان قاچاق و پیشگیری از خشونت امریکا مصوب ۲۰۰۰ مقرر می‌دارد: وزیر خارجه و مدیر آژانس توسعه بین‌المللی با مشورت سازمان‌های غیر دولتی باید برنامه هایی را برای کمک به جمع‌ آوری مطمئن، استقرار مجدد یا اسکان بزه دیدگان قاچاق تهیه و اجرا نماید.[۱۳۴]

 

گفتار دوم: حدود تعهدات دولت‌ها برای امکان پذیرش قربانیان قاچاق انسان در کشور میزبان

 

ویژگی فراملی قاچاق انسان مستلزم اتخاذ تدابیری ویژه از سوی کشورهای مقصد نسبت به بزه دیدگانی است که اغلب بدون داشتن اسناد و مدارک معتبر به کشور آن ها وارد و یا اقامت گزیده‌اند. اتخاذ رویکرد سخت گیرانه نسبت به بزه دیدگان و رفتار مهاجرگونه با آنان –آن گونه که در سیاست جنایی بعضی از کشورها وجود دارد و موجب اخراج آنان از کشور می‌شود- یکی از نگرانی‌های سازمان ملل است. این رویکرد موجب آسیب پذیری بیشتر بزه دیدگان و بزه دیدگی مجدد آنان می‌شود[۱۳۵]. بر این پایه، در پرتو اسناد بین‌المللی به ویژه کنوانسیون مبارزه با جنایات سازمان یافته و پروتکل قاچاق انسان، برای حمایت از بزه دیدگان قاچاق انسان تدابیر ویژه‌ای مورد توجه قرار گرفته‌است.

 

۱– اجازه اقامت دایمی یا موقت به بزه دیدگان: اغلب بزه دیدگان قاچاق انسان به طور غیرقانونی وارد کشورهای مقصد شده یا این که مدت اقامت آن ها منقضی شده است. اما اخراج فوری آن ها از کشورهای مقصد دو مشکل اساسی ایجاد خواهد کرد:

 

نخست، موجب واهمه و ترس بزه دیدگان از بازگو کردن وضعیت شان خواهد شد. افزون بر این که موجب عدم هم کاری آن ها بر علیه قاچاقچیان نیز می‌شود. دوم، بزه دیدگان شاهدان بسیار معتبری هستند که در موفقیت دادرسی‌های کیفری علیه قاچاقچیان نقش بسزایی دارند. ‌بنابرین‏، اخراج فوری آن ها موجب شکست خوردن دادرسی‌های جنایی می‌شود.[۱۳۶]

 

بر همین پایه، ماده ۱/۷ پروتکل قاچاق انسان افزون بر تدابیر مندرج در ماده ۶ این پروتکل، از هر یک از دولت‌های عضو می‌خواهد که تدابیر قانونی یا سایر اقدام‌های مناسبی که به بزه دیدگان قاچاق انسان اجازه می‌دهد که در موارد مقتضی به شکل موقتی یا دایمی در آن سرزمین بمانند، مورد توجه قرار می‌دهد. اعطاء یک دوره بازتوان از رهگذر اجازه اقامت دایم یا موقتی، مشابه آنچه در کنوانسیون اروپایی اقدام بر ضد قاچاق انسان پیش‌بینی شده است[۱۳۷]، موجب تقویت حس اعتماد بزه دیده به دولت شده و باعث همکاری بیشتر وی با مقامات رسمی برای تعقیب متهمین قاچاق انسان می‌شود. افزون بر این که توانایی وی برای محافظت از خودش افزایش می‌یابد و در طول این دوره احتمال این که وی موفق به اتخاذ تصمیم عاقلانه‌تری ‌در مورد برنامه های آینده خود شود، بیشتر خواهد شد.[۱۳۸]

 

اگرچه در ماده ۱/۷ پروتکل دولت ها را به اقدام واقعی در این زمینه مجبور نمی‌کند و صرفاً می‌گوید دولت ها «در موارد مقتضی اقامت دایم یا موقتی بزه دیدگان را در نظر خواهند گرفت». اما بعضی از کشورها از جمله هلند، ایتالیا، انگلستان و امریکا تدابیری را در این خصوص اتخاذ کرده‌اند و این تدابیر تأثیر بسزایی در ترغیب بزه دیدگان به ادای شهادت علیه قاچاقچیان داشته است.

 

در ایران، ‌بر اساس قانون ورود و اقامت اتباع خارجه در ایران مصوب ۱۲۱۰ و اصلاحات بعدی، سیاست جنایی تقنینی متمایل به اخراج همراه با اغماض اتباع خارجه‌ای است که بدون داشتن مدارک قانونی وارد خاک ایران شده یا این که مجوز اقامت آن ها منقضی شده است. (ماده ۵) افزون بر این که در مواردی نیز که اتباع خارجی برخلاف مقررات جمهوری اسلامی ایران رفتار کرده باشند، ممکن است حکم به اخراج آن ها صادر شود، ‌بنابرین‏، به نظر می‌رسد قانون ورود و اقامت اتباع خارجه در ایران دارای ظرفیتی است که می‌توان از آن در راستای اعطای اجازه اقامت موقت یا دائم به بزه دیدگان قاچاق که بنا به دلایل پیش گفته اخراج فوری آن ها به مصلحت نباشد، استفاده نمود. بویژه این که در انتهای ماده ۴ قانون فوق اجازه تمدید تجدید اجازه اقامت موقت یا دائم به مأمورین صلاحیت دار داده شده است. افزون بر این که ماده همان قانون مقرر می‌دارد: “اتباع خارجه ملزم می‌باشند در انقضای مدت اجازه عبور و یا توقف از خاک ایران خارج شوند مگر این که از شهربانی[۱۳۹] تقاضای تمدید کرده و تحصیل اجازه نمایند”.

 

عبارات به کار رفته در مواردی از این قانون که اخراج بیگانگان را تجویز کرده، اغلب بیان گر نوعی اختیار برای مأمورین صلاحیتدار یا مقامات قضایی برای اخراج است تا الزام و تکلیف.[۱۴۰] در حقیقت اخراج بیگانگان از ایران حتی اگر آن ها مرتکب جرم شده باشند با نوعی ارفاق همراه است. لذا به نظر می‌رسد از این جهت قوانین موجود تاحدودی قابل تطبیق با پروتکل قاچاق انسان است و می‌تواند از ظرفیت‌های تقنینی موجود برای نگهداری موقت یا دایم بزه دیدگان قاچاق تا رفع مخاطرات از آن ها در ایران استفاده نمود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:42:00 ب.ظ ]




 

۲-۳-۳- تقسیم بندی جهت گیری هداف

 

در طول تکامل نظریه جهت گیری هدف پیشرفت، اهداف به صورت های گوناگون تقسیم بندی شده اند، بعضی از گروه ها به طور کل به بعد تعریف و جنبه گرایشی بعد ارزش گذاری ارجاع داشته اند و بعضی هر دو بعد تعریف و ارزش گذاری را مد نظر قرار داده‌اند. در آخرین تقسیم بندی که توسط الیوت[۴۹] و الیوت و م کگریگورصورت گرفت، الگوی چهار وجهی اهداف پیشرفت به وجود آمد. در این الگو چهارگانه اهداف پیشرفت تسلط- گرایش، تسلط- اجتناب، عملکرد- گرایش و عملکرد- اجتناب هستند. در اهداف تسلط- گرایش، فرد به دنبال بهبود شایستگ ی های خود در تکالیف است، آنان به یادگیری برای خود یادگیری علاقه دارند و خود را درگیر تکالیف چالش برانگیز می‌کنند.(الیوت،۱۹۹۹) در اهداف تسلط- اجتناب، شایستگی به صورت تسلط کامل به تکالیف تعریف م ی شود و تمام تلاش افراد برای دوری گزیدن از خطا و اشتباه معطوف است. ترس از نفهمیدن مطالب، شکست در یادگیری و فراموشی از ویژگ ی های این نوع جهت گیری است(الیوت و هاراکویتز[۵۰] ،۱۹۹۶). جهت گیری هدف عملکرد- گرایش، بر تأیید عملکرد و کسب قضاوت مطلوب دیگران درباره عملکردهای شخصی تأکید دارد. محوریت این جهت گیری بر کسب قضاوت مثبت دیگران و توجه به مقایسه های اجتماعی (بهتر از دیگران بودن) قرار دارد (الیوت و چرچ[۵۱]، ۱۹۹۷). در جهت گیری عملکرد- اجتناب، شایستگی به معنای اجتناب از شکست است و هسته اصلی، توجه به مقایسه اجتماعی است؛ لیکن تأکید بر گریز از حقارت و نگریسته شدن به عنوان فردی کندآموز محوریت این [ جهت گیری هدف است ].(چرچ؛ الیوت و گابل[۵۲]، ۲۰۰۱).

 

۲-۳-۴- جهت گیری هدف و انگیزه پیشرفت

 

در چند دهه اخیر نظریه جهت گیری هدف (آمز ؛۱۹۹۲الف ؛ نیکلز، ۱۹۸۶) به عنوان یکی از دیدگاه های مهم در زمینه انگیزش پیشرفت و به خصوص، انگیزش تحصیلی پدیدار شد(کاپلان و ماهر[۵۳]، ۲۰۰۷).

 

در سال های اخیر پژوهش های زیادی به تبیین این سازه و همچنین پیشایندها (آمز، ۱۹۹۲ ؛ مک اینرنی، راچ، مک اینرنی و مارش[۵۴]، ۱۹۹۷ ؛ مک اینرنی، هینکلی، داوسون و ون اتن ۱۹۹۸) و پیامدهای (پینتریچ و گارسیا ۱۹۹۴،۱۹۹۱ الیوت و هاراکوئیکز، ۱۹۹۶) آن پرداخته‌اند. پژوهش های انجام شده در این حوزه نشان می‌دهد که هدف گرایی پیامدهای شناختی، هیجانی و انگیزشی در افراد دارد. به عبارت دیگر جهت گیری هدف افراد هم عملکرد تحصیلی آن ها و هم میزان رضایت و احساس شادمانی آن ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از این رو شناخت ای نگونه ارتباطات یکی از محورهای پژوهشی بوده است. اگرچه در خصوص پیامدهای شناختی و انگیزشی هدف گرایی شمار پژوهش ها کم نیست، اما این کمبود در حوزه رابطه جهت گیری هدف با شادی (ب ه خصوص مؤلفه های هیجانی و شناختی آن)، ب هعنوان مهمترین شاخص هیجانی و سلامت روان در فراگیران، مشهود است. در حقیقت اگرچه برخی پژوهش ها به صورت پراکنده و ضمنی ‌به این رابطه پرداخته‌اند (شلدون و الیوت، ۱۹۹۰ ؛ کاپلان، میدلی و میدلتون[۵۵]، ۲۰۰۱ ؛ سوینی، آرو و نیمیویرتا[۵۶]، ۲۰۰۸، موراتیدیس، ونستینکیست، لنز و آویل[۵۷]، ۲۰۰۹ )، اما بررسی ها، به صورت جامع و روشن صورت نگرفته است. به عنوان مثال شلدون والیوت ( ۱۹۹۰ ) در پژوهشی با ارائه مدل خودهماهنگ سازی، برگرفته شده از نظریه خودتعیینی دسی و ریان ( ۱۹۸۵ )، تأثیر هدفمندی بر احساس به کامی را بررسی کردند، اما محدودیت عمده این پژوهش نبودن تمایز بین اهداف بود. در واقع در مدل شلدون[۵۸] و الیوت ( ۱۹۹۹) اهداف صرفاً از این نظر که خود فرد آن ها را انتخاب کرده باشد اهمیت می‌یابند و توجهی به نوع آن ها نشده است. ‌بنابرین‏ در این پژوهش با تعیین نوع اهداف در قالب الگوی چهاروجهی اهداف، سعی شد رابطه اهداف با شادی به طور خاص تر و روشن تر تبیین شود. علاوه بر این در بررسی های به عمل آمده و در خصوص پیشایندها یا پیش‌بینی کننده های هدف گرایی، به دو عامل فردی و محیطی اشاره ش ده است. از جمله عوامل فردی مؤثر بر این سازه، ساختار هویتی یا پنداره فرد از خودش است که تأثیر آن بر جهت گیری هدف ب ه گونه ای ضمنی و نظری مورد تأیید قرار گرفته است (بویکرتس،۱۹۹۸ مارکوس و کیتایاما ۱۹۹۱، برور و گاردنر[۵۹]، ۱۹۹۶ ) در این پژوهش ها (به استثنای پژوهش جوکار و لطیفیان، ۱۳۸۲ ) یا جهت گیری هدف به طور خاص مورد نظر نبوده است و فرایندها و کن شهای شناختی انگیزشی که در شکل گیری اهداف نقش دارند، بررسی شده اند و یا جهت گیری هدف در چارچوب مد لهای اولیه بررسی شده است. ‌بنابرین‏ با توجه به اینکه در قالب مدل چهار وجهی اهدا، ف کمتر به عوامل شخصیتی و هویتی به عنوان عوامل فردی م ؤثر بر جهت گیری هدف پرداخته شده است، در این پژوهش نقش ابعاد هویت در انواع جهت گیری بررسی شده است. دلیل انتخاب این عوامل آن بود که مطابق نظر مارکوس و کیتایاما ( ۱۹۹۱ )، انگیزش و هیجانات فرد تحت تأثیر ساختار فرهنگی خود است که در ابعاد هویت تبلور می‌یابد. با نگاهی به مبانی نظری موجود، جهت گیری هدف به عنوان یک متغیر انگیزشی ممکن است نقش واسطه ای را بین ابعاد هویت (به عنوان پیشایند جهت گیری هدف) و مؤلفه هیجانی شادی (به عنوان پیامد هیجانی جهت گیری هدف) ایفا کند(جوکار، ۱۳۸۱).

 

در خصوص هدف گرایی (جهت گیری هدف )، یکی از جدیدترین تقسیم بندی ها، تقسیم بندی الیوت و همکارانش(۱۹۹۷) است. (الیوت و هاراکوئیکز، ۱۹۹۶). الیوت و چرچ الیوت بر این باور بود که مفهوم اساسی پیشرفت برابر است با شایستگی و در بحث از هدف گرایی نیز هدف نهایی رسیدن به شایستگی است و شایستگی خود دارای دو بعد تعریف (معیارهای شایستگی در نزد فرد) و جاذبه ۳ (اجتنابی یا گرایشی ( بودن برای شایستگی) است. الیوت و تراش[۶۰]( ۲۰۰۱) ‌بر اساس دو بعد تعریف و جاذبه چهار نوع هدف گرایی را، مطرح کردند که عبارت اند از: جهت گیری تسلط گرایشی ۴ جهت گیری تسلط پرهیزی ۵، جهت گیری عملکرد گرایشی ۶ و جهت گیری عملکرد پرهیزی ۷٫ در هدف تسلط گرایشی افراد بر رشد شایستگی خود از طریق تسلط بر تکالیف و به دست آوردن مهار تهای جدید تمرکز داشته و یادگیری را، برای خود یادگیری دوست دارند (الیوت و مک گریگور، ۲۰۰۱ و ۲۰۰۷ ). در جهت گیری هدف تسلط، به نقل از جانسن و پرینز ۸ پرهیزی، شایستگی به صورت دستیابی کامل به تکلیف تعریف می شود و این افراد برای اجتناب از شکست و خطا تلاش می‌کنند (الیوت و مک گریگور، ۲۰۰۱ ). افراد با جه ت گیری هدف عملکرد گرایشی، به واسطه نشان دادن شایستگی برتر نسبت به دیگران و ب هدست آوردن قضاو تهای مطلوب درباره پیشرفت هایشان برانگیخته می‌شوند و در هدف عملکرد پرهیزی، افراد به واسطه اجتناب از نشان دادن شایستگی پایین تر نسبت به دیگران و دریافت قضاوت های منفی دربار ه پیشرفت هایشان برانگیخته م یشوند (الیوت، ۱۹۹۹ ؛ الیوت و چرچ، ۱۹۹۷ ؛ کاپلان و ماهر، ۲۰۰۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:51:00 ب.ظ ]




 

پیشنهادات:

 

۱-درحقوق موضوعه شایدرفتاری ازلحاظ اخلاقی زشت وزننده وازلحاظ مذهبی گناه بشماررود، ولی اگردرقوانین جزائی صراحتا جرم قلمدادنشده ومجازات ان نیزبطورمنجزمشخص نشده باشد قابل تعقیب کیفری نیست ‌و نمی‌توان برای ان مجازات تعیین نمود ‌بنابرین‏ دربرخی مواردممکن است این باوررا برای برخی حقوق دانان وقضات به وجودآورد که این اصل فقط درحقوق جزای ماهوی مؤثرودرسایربخش ها از جمله ائین دادرسی کیفری تاثیری ندارد ازجمله مطالق ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی که تظاهر به عمل حرام را جرم دانسته لیکن مصادیق عمل حرام تصریح نگردیده است ‌بنابرین‏ پیشنهادمیگرددمصادیق عمل حرام به صراحت درقانون قیدشود ‌تا بتوان برای مرتکب آن مجازات تعیین کرد .

 

۲- باید اذعان داشت­که توجیه اصل قانونی بودن جرم ومجازات ‌در دفاع ازفردودفاع ازجامعه ، سیاست کیفری واصل تفکیک قواست اما ایراد ‌و اشکالی که میتوان واردنموداین است که قاضی مقیدبه مجازات های مندرج درقانون شده درحالی که گاهی اوقات وقایعی درجامعه رخ ‌می دهد که به منافع جامعه ودولت لطمه میزندکه درقانون پیش‌بینی نشده ودرنتیجه جامعه ‌در مبارزه با جرم ودفاع ازخود محروم می‌ماند لذا پیشنهاد می‌گردد قضات محاکم اصل فردی کردن کیفررا که با توجه به خصوصیت وشرایط حال مجرم تعیین می نمایندبه درستی اجرانمایند.

 

۳- برای حمایت ازافراد،جامعه وجلوگیری ازسواستفاده احتمالی ونیزبرای صیانت ازازادی های فردی وحقوق اساسی افرادملت پیشنهادمیگردداصل­قانونی­بودن­مجازات­ها دراعمال اقدامات تامینی نیزرعایت شود.

 

۴ -در حقوق داخلی قاعده جزایی حد اقل از لحاظ تئوری نسبت به همه به طور یکسان اجرا می شود اما در صحنه بین الملل چنین نیست زیرا به ‌عنوان مثال عراق به کویت حمله و آن را اشغال می‌کند مرجع تصمیم گیری بین‌المللی تشکیل و قانون وضع می‌کند قدرت اجرایی هم پیدا می‌کند در حالی که وقتی عراق قبل از این ایران را اشغال کرد حتی حاضر به محکوم کردنش نشدند و هنگامی او را محکوم کردند که جنگ تمام شده بود بنا براین در صورت تأسيس پلیس بین الملی تا حدودی مشکلات اجرایی این اصل در حقوق بین الملل کیفری مرتفع خواهد شد.

 

منابع:

 

الف:کتب

 

۱- کتاب های فارسی

 

۱- اخوندی، دکترمحمود، ائین دادرسی کیفری، چاپ یازدهم، جلددوم،تهران، انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۳۸۳

 

۲- باهری، محمد، حقوق جزای عمومی، تهران، چاپخانه برادران علمی، ۱۳۳۹و ۱۳۴۰

 

۳- جنت مکان، حسین ، حقوق کیفری بین الملل ، تهران، انتشارات دانشور،۱۳۸۲

 

۴- حسینی نژاد ،حسینقلی ،حقوق کیفری بین الملل،تهران، انتشارات میزان ،۱۳۷۳

 

۵- حبیب زاده، محمدجعفر ، توحیدی فرد ،محمد ، قانون مداری درقلمرو حقوق کیفری چاپ دوم، تهران ،نشردادگستر ،۱۳۸۸

 

۶- دهخدا، علی اکبر ،لغتنامه دهخدا،جلد۱۱،تهران، انتشارات سازمان میراث فرهنگی تهران ،۱۳۷۳

 

۷- رضوی فرد، بهزاد ، حقوق بین الملل کیفری ،تهران، انتشارت بنیاد حقوقی میزان ، ۱۳۹۰

 

۸ – شامبیاتی ،هوشنگ ،حقوق جزای عمومی، چاپ۱۱، جلد۱،تهران ،انتشارات ویراستار،۱۳۸۲

 

۹- شریعت باقری ،محمدجواد ، حقوق کیفری بین‌المللی ،تهران، انتشارات جنگل ،۱۳۹۰

 

۱۰- شریعت باقری ،محمدجواد ،اسناد دیوان کیفری بین‌المللی ،تهران، اتشارات جنگل ، ۱۳۸۶

 

۱۱- ضیایی بیگدلی،محمدرضا ، حقوق بین الملل عمومی ،تهران،انتشارات گنج دانش ،۱۳۸۳

 

۱۲- ضیایی بیگدلی ،محمدرضا ، حقوق معاهدات بین‌المللی ،چاپ چهارم،تهران،انتشارات گنج دانش ، ۱۳۸۸

 

۱۳- علی آبادی ،عبدالحسین ، حقوق جنائی ،چاپ اول، جلد،۱ مشهد، انتشارات فردوسی ، ۱۳۶۸

 

۱۴- فضائلی ،مصطفی ، دادرسی عادلانه محاکمات کیفری بین‌المللی ، چاپ دوم ،تهران،انتشارات مؤسسه مطالعات وپژوهش های حقوقی شهردانش ،۱۳۸۹

 

۱۵- قاری سیدفاطمی،محمد، حقوق بشردرجهان معاصر، چاپ اول تهران، انتشارات دانشکده شهیدبهشتی، ۱۳۸۲

 

۱۶- کلانتری،کیومرث، اصل قانونی­بودن­جرائم­ومجازات­ها ،بابلسر، انتشارات­دانشگاه مازنداران ،۱۳۵۷

 

۱۷- گرجی ،ابوالقاسم، حقوق جزای عمومی اسلامی ،تهران، نشریه مؤسسه تطبیقی ، شماره ۶ ، دانشگاه تهران، ۱۳۵۸

 

۱۸- گلدوزیان، دکترایرج،حقوق جزای­عمومی، چاپ­هشتم،جلد۱،تهران،انتشارات­دانشگاه­تهران، ۱۳۸۴

 

۱۹- گماری، مسعود، ارتباط سازمان­ملل متحد بادیوان­کیفری بین‌المللی به اهتمام آل حبیب (اسحاق) دیوان کیفری بین‌المللی ‌و جمهوری اسلامی ایران ،چاپ اول،تهران، انتشارات وزارت امورخارجه ،۱۳۷۸

 

۲۰- مهرپور ،حسین ، حقوق بشردراسنادبین المللی ‌و موضع جمهوری اسلامی ایران ، چاپ اول، انتشارات اطلاعات ، ۱۳۷۴

 

۲۱- میلانی ،علیرضا، نگرشی براصل قانونی بودن جرائم ومجازات ها ، چاپ اول،تهران، بنیادحقوقی میزان ، ۱۳۸۶

 

۲۲- نجفی ابرندآبادی ،علی حسین وبادامچی حسین ـ تاریخ حقوق کیفری بین‌المللی ،چاپ اول، تهران، انتشارات سمت،۱۳۸۳

 

۲۳ – نوربهاء ،رضا ، زمینه حقوق جزای عمومی ، چاپ دهم،تهران، انتشارات گنج دانش ، ۱۳۸۳

 

۲۴- ولیدی ،محمدصالح ، حقوق جزای عمومی ، چاپ ،۵جلد۱،تهران، انتشارات سمت ، ۱۳۸۳

 

۲۵- ممتاز ،جمشید، صلاحیت دیوان کیفری بین‌المللی درمحاکمه افرادمتهم به ارتکاب جنایت جنگی، به اهتمام آل حبیب (اسحاق) دیوان کیفری بین‌المللی ‌و جمهوری اسلامی ایران ،چاپ اول،تهران، انتشارات وزارت امورخارجه ،۱۳۷۸

 

۲- کتاب های عربی

 

۲۶ – کلینی راضی ، محمد ابن یعقوب ابن اسحاق ،اصول کافی ، ترجمه مصطفوی سیدجعفر،قم ، دفترنشرفرهنگ اهل بیت

 

۲۷- محقق داماد ، سیدمصطفی ، قواعدفقه ، بخش جزائی ، چاپ دوم،قم ،۱۳۸۰

 

ب: مقالات ، جزوات ونشریات

 

۲۸- اتابکی، سیدسیف اله ، اصل قانونی بودن جرائم ومجازات ها ،‌فصل‌نامه حق ،شماره۲ ،آموزش دادگستری

 

۲۹- حبیب زاده ، دکترمحمدجعفر ، رژیم قانونی بودن حقوق کیفری ، عامل مؤثر دررشد وتوسعه ، مجله حقوقی دادگستری ، شماره ۲۳ ، ۱۳۷۷

 

۳۰- حسینی ، سیدمحمد ، رابطه مفهوم شرعی گناه ومفهوم حقوقی جرم ونسبت تحریم وتجریم ، علوم جنائی ، مجموعه مقالات درتجلیل ازدکترمحمدعاشوری ، چاپ اول ، تهران ،انتشارت سمت ، ۱۳۸۳

 

۳۱- گرجی ،ابوالقاسم ، مقالات حقوقی ،چاپ دوم ، تهران، انتشارات دانشگاه تهران ، ۱۳۷۲

 

ج: قوانین

 

۳۲-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، تدوین جهانگیرمنصور ،چاپ۸۵،تهران، نشردوران ، ۱۳۸۹

 

۳۳-مجموعه قوانین کیفری،تدوین سیدعباس حسینی نیک ،چاپ۱۱ ،تهران،انتشارات مجد ،۱۳۹۰

 

۳۴-قانون ائین دادرسی، ‌دادگاه‌های عمومی وانقلاب درامورکیفری، تدوین جهانگیرمنصور، چاپ ۱۴،تهران، نشر دیدار، ۱۳۸۳

 

۳۵-قانون مجازات اسلامی تدوین سیدعباس حسینی نیک، چاپ۱۱،تهران،انتشارات مجد ،۱۳۹۰

 

۳۶- منشورسازمان ملل متحد، تدوین محمدشبرنگ،تهران انتشارات دانشور،۱۳۸۸

 

۳۷- اساسنامه دیوان بین‌المللی دادگستری، تدوین سیدمهدی کمالان ، چاپ چهارم ،تهران،انتشارات کمالان ،۱۳۹۰

 

Abstract:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:01:00 ب.ظ ]




 

شایان ذکر است که ایده ” هوش هیجانی” پس از ۵۰ سال بار دیگر توسط گاردنر (۱۹۸۳)، استاد روان شناسی دانشگاه هاروارد دنبال شد. گاردنر هوش را مشتمل بر ابعاد گوناگون(زبانی، موسیقیایی، منطقی، ریاضی، جسمی، میان فردی و درون فردی) می‌داند. او وجوه شناختی مختلفی را با عناصری از هوش غیر شناختی یا به گفته خودش “شخصی” ترکیب ‌کرده‌است. بعد غیر شناختی (شخصی) مورد نظر گاردنر مشتمل بر دو مؤلفه‌ کلی است که وی آن‌ ها را با عناوین استعدادهای درون روانی و مهارت‌های (میان فردی) معرفی می‌کند. به نظر گاردنر، هوش هیجانی متشکل از دو مؤلفه‌ زیر است:

 

هوش درون فردی: که به توانایی درک و فهم دیگران اشاره دارد و می‌خواهد بداند چه چیزهایی انسان‌ها را بر می‌انگیزند، چگونه فعالیت می‌کنند و چگونه می‌توان با آن ها همکاری داشت.

 

• هوش میان فردی: به نظر گاردنر فروشندگان، سیاست مداران، معلمان، متخصصان بالینی و رهبران مذهبی موفق احتمالاً از هوش میان فردی بالایی برخوردارند(گلمن، ۱۹۹۵).

 

روان شناسان در قلمرو فعالیت‌های پژوهشی خود علاوه بر این دو نوع هوش، به انواع دیگری از هوش نیز پی برده و به طور کلی آن ها را به سه گروه به شرح زیر تقسیم کرده‌اند:

 

۱٫ هوش انتزاعی: منظور توانایی درک و فهم حل مسائل از طریق نمادهای کلامی و ریاضی است.

 

۲٫ هوش عینی: منظور توانایی درک و فهم و حل مسائل از طریق دستکاری و به‌کارگیری اشیا است.

 

۳٫ هوش اجتماعی: منظور توانایی درک و فهم دیگران و ایجاد ارتباط ‌با آنها است.

 

مایر و سالوی[۲۶] (۱۹۹۷) «هوش هیجانی» را نوعی هوش اجتماعی و مشتمل بر توانایی کنترل هیجان‌های خود و دیگران و تمایز بین آن ها و استفاده از اطلاعات برای راهبرد تفکر و عمل دانسته و آن را متشکل از مؤلفه‌‌های “درون فکری” و “میان فردی” گاردنر می‌دانند و در پنج حیطه به شرح زیر خلاصه می‌کنند.

 

۱٫ خودآگاهی[۲۷]: به معنای آگاهی از خویشتن خویش توان خودنگری و تشخیص دادن احساس‌های خود به همان گونه‌ای است که وجود دارد.

 

۲٫ اداره هیجان‌ها[۲۸]: به معنای اداره یا کنترل هیجان‌ها، کنترل احساسات به روش مطلوب و تشخیص منشاء این احساسات و یافتن راه‌های اداره و کنترل ترس‌ها و هیجان‌ها و عصبانیت‌ها و امثال آن است.

 

۳٫ خود انگیزی[۲۹]: به معنای جهت دادن و هدایت عواطف و هیجان‌ها به سمت و سوی هدف، خویشتن داری هیجانی و به تأخیر انداختن خواسته‌ها و بازداری تلاش هاست.

 

۴٫ هم حسی[۳۰]: به معنای حساسیت نسبت به علایق و احساسات دیگران و تحمل دیدگاه‌های آنان و بهادادن به تفاوت‌های موجود بین مردم در رابطه با احساسات خود نسبت به اشیا و امور است.

 

۵٫ تنظیم روابط[۳۱]: به معنای اداره هیجان‌های دیگران و برخورداری از کفایت‌های اجتماعی و مهارت‌های اجتماعی است.

 

۲-۱-۲ مؤلفه‌‌های اصلی و عوامل تشکیل دهنده هوش عاطفی

 

بار-آن[۳۲] (۱۹۸۵) به دنبال دو دهه پژوهش درباره هوش عاطفی ۱۵ خرده مقیاس زیر را مورد توجه قرار می‌دهد:

 

الف) مؤلفه‌‌های درون فردی[۳۳]: توانایی‌های شخص را در آگاهی از هیجان‌ها و کنترل آن ها مشخص می‌کند.

 

    1. خودآگاهی عاطفی (هیجانی)[۳۴]: میزان آگاهی فرد از احساسات خویش و درک و فهم این احساسات را بررسی می‌کند.

 

    1. جرات‌مندی[۳۵]: ابراز احساسات، باورها، افکار و دفاع منطقی و مطلوب از حق و حقوق خویشتن را مورد بررسی قرار می‌دهد.

 

    1. حرمت نفس[۳۶]: توان خودآگاهی و درک و پذیرش خویش و احترام به خود را بررسی می‌کند.

 

    1. خودشکوفایی[۳۷]: توانایی تشخیص استعدادهای ذاتی و استعداد انجام دادن کارهایی را که شخص می‌تواند و می‌خواهد و از انجام دادن آن ها لذت می‌برد، بررسی می‌کند.

 

  1. استقلال عمل[۳۸]: توانایی خود رهبری، خویشتن داری فکری و عملی و رهایی از وابستگی‌های هیجانی را بررسی می‌کند.

ب) مؤلفه‌‌های سازگاری: انعطاف پذیری و توان حل مسئله و واقع گرایی شخص را مورد بررسی قرار

 

می‌دهد.

 

۱٫ آزمون واقعیت: توانایی ارزیابی رابطه بین تجربه عاطفی و عینیت‌های موجود را بررسی می‌کند.

 

۲٫ انعطاف‌پذیری: توانایی کنار آمدن با هیجان‌ها، افکار و رفتارهای فرد را در شرایط و موقعیت

 

متغیرهای مختلف بررسی می‌کند.

 

۳٫ حل مسئله: توانایی تشخیص و تعریف مشکلات و خلق و کاربست راه حل‌های مؤثر را مورد مطالعه

 

قرار می‌دهد.

 

پ) مؤلفه‌‌های خلق و خوی عمومی کلی: نشاط و خوش بینی فرد را مورد بررسی قرار می‌دهد.

 

۱٫ خوش بینی: توانایی توجه به جنبه‌های روشن‌تر زندگی و حفظ نگرش مثبت را حتی هنگام وجود

 

احساسات منفی و ناخوشایند مورد بررسی قرار می‌دهد.

 

۲٫ نشاط: توانایی احساس رضایت از زندگی، احساس رضایت از خود و دیگران، سرزندگی و ابراز

 

احساسات مثبت را بررسی می‌کند.

 

ت) مؤلفه‌‌های میان فردی: توانایی‌های شخص را برای سازگاری با دیگران و مهارت‌های اجتماعی بررسی

 

می‌کند.

 

۱٫ هم حسی: توان آگاهی از احساسات دیگران و درک و تحسین آن احساسات را بررسی می‌کند.

 

۲٫ مسئولیت اجتماعی: توانایی فرد را در معرفی خود به عنوان عضوی مفید و سازنده و دارای حس

 

همکاری در گروه اجتماعی خویش را مورد بررسی قرار می‌دهد.

 

۳٫ روابط بین فردی: توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل که نزدیکی عاطفی، صمیمیت و

 

داد و ستد مهرآمیز از ویژگی‌های آن است را بررسی می‌کند.

 

ث) مؤلفه‌‌های کنترل تنش‌ها:[۳۹]

 

۱٫ تحمل تنشها: [۴۰]توان تحمل فرد را در برابر رویدادهای ناخوشایند و شرایط تنش‌زا و هیجان‌های شدید بررسی می‌کند.

 

۲٫ کنترل تکانه‌ها :[۴۱] توانایی مقاومت فرد را در برابر تنش‌ها یا وسوسه و کنترل هیجان‌های خویش

 

بررسی می‌کند.

 

۲-۱-۳ شکل‌گیری هوش عاطفی

 

شکل‌گیری اجزای هوش عاطفی، ابتدا در سال‌های اولیه زندگی کودک انجام می‌گیرد، اگرچه شکل‌گیری این ظرفیت‌ها در خلال سال‌های مدرسه نیز ادامه پیدا می‌کند. تمام مبادلات کوچک میان والدین و فرزند، دارای زیر مجموعه‌ای عاطفی است و تکرار این پیامها در طی سالیان به شکل‌گیری دیدگاه‌ها و توانایی‌های عاطفی اساسی در کودکان می‌ انجامد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:11:00 ب.ظ ]




 

سند در تجارت از چارچوب قانون مدنی خارج شده و یک نظام وجودی جدیدی از آن احساس می‌شود. از حالت کاغذی که به عنوان ابزار اثباتی است خارج شده و این سند که در چارچوب قانون مدنی استقلالی ندارد در قانون تجارت وصف تجریدی کسب می‌کند و مزایایی به خود می‌گیرد و آن را از وصف ساده اسناد عادی در قانون مدنی جدا می‌کند.

 

سندتجاری در قانون ایران تعریف نشده است؛ مصادیق آن نیز تبیین نگردیده است وبه همین جهت در رابطه با یک امر بدیهی در بیان تعریف ومصادیق اسناد تجاری بین حقوق ‌دانان ‌و نتیجتاً در کاربرداین سنداختلاف آرای به چشم می‌خورداما در تئوری می‌توان برای سندتجاری دو مفهوم عام وخاص قائل شد. در مفهوم عام و وسیع ، هر سند یا نوشته‌ای که در امر تجارت کاربرد داشته باشد می‌تواند سند تجاری قلمداد گردد. از این منظر، اسنادی از قبیل سفته، چک، برات، اوراق سهام، اوراق قرضه، اعتبارات اسنادی، ضمانت نامه بانکی، انواع بارنامه شامل بارنامه هوایی، دریایی، ریلی، زمینی، رسید پستی وسیاهه تجارتی (فاکتور)، بیمه نامه، قبض انبار وامثال این که در تجارت کاربرد دارند، اسنادتجاری محسوب می‌شوند.

 

اگر چه قانون‌گذار در ماده ۷۰۱ لایحه جدید قانون تجارت که در کمیسیون حقوقی بررسی شده و اکنون در شورای نگهبان در دست بررسی است اسناد تجاری را اینگونه تعریف ‌کرده‌است:«سند تجاری سندی است که شکل آن مطابق قانون تنظیم می‌شود و به موجب آن تعهد مستقل پولی یا غیر پولی بر عهده صادر کننده و یا دیگری ایجاد می‌گردد» تعریفی که خالی از اشکال نیست و عمده ایراد آن این است که تا حدودی به اعتبار اسناد تجاری به معنای خاص که دارای وصف جایگزینی هستند خدشه‌ای غیر منطقی وارد می‌کند چرا که وقتی می‌گوید:«تعهد غیر پولی» هم می‌تواند در این سند گنجانده شود شاید به ذهن برسد که فرضا یک نقاش یا یک پیمانکار باید بتواند برای ضمانت انجام کار خود چک یا سفته صادر کند و یا اینکه به موجب یک طغری سفته یا برات تعهد به احداث یک بنا یا طراحی یک نقاشی نماید، مگر اینکه بگوییم این عبارت قانون‌گذار منصرف از اسناد تجاری به معنای خاص است و شامل فرضا قبض انبار ویا اوراق قرضه و…می شود چرا که مقررات و تعاریف خاص اسناد تجاری مثل برات، سفته و چک در همین قانون صرفا به تصریح مبلغ و وجه در آن ها اشاره می‌کنند نه تعهد غیر پولی.

 

در مفهوم خاص، اسنادی که مورد حمایت وتوجه خاص قانون‌گذار قرار گرفته وعلاوه بر کاربرد تجارتی دارای ویژگی خاص تجارتی نیز می‌باشند، اسناد تجارتی نامیده می‌شوند.با توجه به قانون تجارت ،عرف تجاری و قواعد حاکم بر اسناد تجاری به نظر می‌رسد سه اصل در امر تجارت حائز اهمیت است: ۱-سرعت۲-سهولت ۳-امنیت. تحقق این سه اصل در دنیای تجارت، از طریق اسناد مدنی امکان پذیر نیست، «چرا که در حقوق مدنی سند تنها وسیله و دلیل کتبی وجود طلب، حق یا دین ویا تعهد است؛ سند رسمی مستلزم انجام تشریفات خاص وصرف هزینه و وقت می‌باشدوصرف انتقال سند به دیگری دلیل انتقال طلب نخواهد بود؛مگر آنکه قرارداد انتقال بین طلبکار قدیم ‌و جدید تهیه ‌و امضا گردد. ‌از طرف‌ دیگر این قرارداد از نظر طلبکار قدیم ‌و جدید زیاد اطمینان بخش نمی باشد؛زیرا بدهکار ممکن است به تهاتر یا به بطلان وفسخ ویا به عیوب رضا وسایر ایرادات، استناد نماید.در مقابل (حقوق تجارت به منظور تسهیل در گردش ثروت ورفع مشکلات انتقال طلب، سند تجاری را به وجود آورده تا تامین بیشتری به دارنده آن اعطا نماید. این سند به آسانی قابل استفاده بوده وتشریفات حقوق مدنی در آن رعایت نمی گردد وبدین ترتیب اعتبارات به سهولت از یک نفر به دیگری منتقل می‌شود وتاجرمی تواند به جای وجه نقد چنانچه به کالا ویا انجام خدمت نیاز داشته باشد از سند تجاری استفاده نمایدودریافت کننده سند مذبور نیز به نوبه خود می‌تواند اعتبار منعکس در سند مورد بحث را به آسانی به دیگری انتقال دهد ویا در صورت نیاز به پول نقد به بانک مراجعه و وجه مورد نیاز خود را دریافت نماید».[۵۷]

 

لذا اقتضای نیازهای تجاری سبب رواج اسنادی در جامعه و بین تجار شده است که با متصف شدن به یک سری ویژگی‌های خاص ‌و حمایت‌های قانون‌گذار، اجرای سریع ‌و آسان واطمینان بخش روابط تجاری و صدوروگردش این اسناد را محقق می‌سازد و در مفهوم خاص تنها برات، سفته (فته طلب)وچک به ‌عنوان سندتجاری شناخته می‌شوند.لذاست که بعضی حقوق ‌دانان در مقام تحلیل تفاوت های سند عادی تجاری با عادی غیر تجاری، به تفاوت ‌آنها از حیث شکل، تاریخ، مکان، حجیت، موضوع، قوه اجرائی، نحوه و چگونگی وصول، قابلیت گردش، مرور زمان و اوصاف اشاره می‌کنند.[۵۸]

 

د-امتیازات اسناد تجاری

 

اصل سرعت لازمه تجارت است.زیرا انعقاد قراردادها و اجرای آن ها نیاز به سرعت دارد و هر قدر سرمایه ها سریعتر گردش کند به همان اندازه شرکت‌های تجاری و یا خدماتی و دیگر بنگاه‌های اقتصادی فعال‌تر می‌شوند و به تبع آن رفاه جامعه بهتر تامین می‌شود. از آنجا که تاجر روزانه چندین معامله می‌کند و عملیات بازرگانی همیشه به قصد انتفاع صورت می‌پذیرند و تولید در سطح انبوه قرار می‌گیرد و نفع بازرگانان را تامین می‌کند، این خصیصه جذب نفع از خصوصیات نفع بازرگانی است.

سرعت در معاملات تجاری عنصری لازم و ضروری است. تمام تلاش تاجر این است که کالا را به موقع تحویل دهد و به سرعت به پول خود دست یابد. اگر عملیات تجاری با سرعت صورت نگیرد چه بسا که بازرگان را دچار ورشکستگی نماید که خود برای جامعه و مردم معضلی بزرگ است.پس احتیاج به قواعد خاصی در زمینه تجارت وجود دارد که هم سرعت و امنیت را تامین کند و هم تاجر بتواند اعتبار کسب کند و از طرف دولت نیز حمایت شود. به نظر می‌رسد اسناد تجاری تا حدودی بتواند‌این نیاز را رفع کند.

 

اسناد تجاری وسیله سهل و مناسبی برای تحصیل اعتبار می‌باشند و اصل سرعت به تنهایی قادر به تامین اهداف حقوق تجارت نیست. چون سرعت همیشه با مخاطراتی همراه است، لذا تقویت اعتبار نقش مهمی برای بازرگان دارد. تاجری که جنس را می‌خرد و صاحب کارخانه‌ای که جنس را تهیه می‌کند در موقع خرید جنس یا خرید مواد اولیه اغلب پول کافی در اختیار ندارد، لذا متوسل به برات و سفته می‌شود و ‌به این طریق کسب اعتبار می‌کند.
‌بنابرین‏ سوای نص قانونی مبنی بر عدم اختصاص دین یا ‌محکوم به مورد ادعای اعسار به اسناد تجاری، ویژگی ها وامتیازات خاصی که قانون‌گذار برای اسناد تجاری لحاظ کرده‌اند نیز مبین عدم امکان درخواست اعسار نسبت به ‌محکوم به دین ناشی ‌از اسناد تجاری است، مگر اینکه دارنده سند با اعطاء مهلت پیش نهاد شده از جانب صادرکننده و یا دیگرمدیونین موافقت نماید که در این صورت نیز موضوع از مبحث اعسار واعطاء مهلت از جانب محکمه خارج می‌باشد ومورد آن اجرای مقررات حاکم بر توافق وقرارداد طرفین دعوانزد مرجع رسیدگی که یک مرجع رسمی است می‌باشد وکذا با اعطاء مهلت از جانب دارنده سند به احد از کسانی که در سند تجاری قبولی نوشته ‌و امضا زده‌اند ونیز طرف دعوا قرار گرفته‌اند بدون رضایت دیگر ظهرنویسان (حتی اگر در محکمه و در قالب ماده ۲۶۹ ق.ت. باشد)به موجب ماده ۲۵۷ق.ت حق رجوع نخواهد داشت. چرا که به موجب ماده مذبور‌: اگر دانده برات به کسی که قبولی نوشته مهلتی برای پرداخت بدهد به ظهرنویس های ماقبل خود وبرات دهنده که به مهلت مذبور رضایت نداده‌اند حق رجوع نخواهد داشت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:01:00 ب.ظ ]




 

اما در آنچه که به دنبال تلاش های علمی قابل ملاحظه ای که در دهه های اخیر صورت گرفته و در پی توضیح سنجش جو اجتماعی مدارس بوده بحث سلامت سازمانی جلب نظر می‌کند.

 

سلامت سازمانی یکی از گویا ترین وبدیهی ترین شاخص های اثر بخشی سازمانی است در یک سازمان سالم مدیر رفتاری کاملا دوستانه وحمایتگر با کارکنان درسازمان دارند وبه طور مؤثری کارهارا انجام می‌دهند. سازمان سالم به ایجادرویه های جدید،حرکت به سوی ‌هدف‌های‌ تازه ،تولید فرآورده های نو ،دگرگون سازی خود و ومتفاوت شدن به مرور زمان گرایش دارد یا میتوان گفت به جای ثابت ‌و یکنواخت ماندن ،رشد وتوسعه پیدا کرده و تفسیر می‌یابد.بازسازی ونوسازی خویش خصیصه سلامت سازمانی است.(علاقه بند، ۱۳۷۸)

 

سلامت سازمانی به وضعی فراتر از اثر بخشی کوتاه مدت سازمان دلالت داشته به مجموعه ای از خصایص سازمانی نسبتا ناپایدار اشاره می‌کند، یک سازمان سالم ‌به این معنا، نه فقط در محیط خود پایدار می ماند بلکه در دراز مدت قادر است به اندازه کافی با محیط خود سازگار شده وتوانایی های لازم را برای بقای خود پیوسته ایجاد کند وگسترش دهد .( مایلز، ۱۹۶۹)

 

به گفته هوی وفوریست[۱] سلامت سازمانی توانایی سازمان برای بقا ‌خود است وسازمانی که سالم است با نیروهای مخرب خارجی به طور موفقیت آمیزی برخورد کرده و نیروی آن ها به طور اثر بخشی، درجهت اهداف و مقاصد اصلی سازمان هدایت می‌کند و دراز مدت علائم یک سازمان سالم را از خود نشان می‌دهند .( جاهد، ۱۳۸۵ )

 

نتیجه نوآوری و تغییر موفقیت آمیز تکامل است سازمان های موفق واثربخش خود را در امنیت آنچه می دانند وانجام می‌دهند پناه نمی دهند بلکه توجه خود را به نیازهای متعالی همچون پیشرفت خلاقیت خود یابی معطوف می‌داند و در جهت ارضای نیازها از نوآوری و تغییرواهمه ای ندارند. مدیران باید خود از عوامل ایجاد تغییر باشند و این را باور داشته باشند که سرعت درپذیرتن افکار نو وایده های جدید به موفقیت سازمان متبوعشان کمک می‌کند ،سازمانی موفق و ماندنی وپویا است که خود را با شرایط ونیازهای محیطی تغییر دهد ثبات از خواص اذهان تنگ است وترس از تغییر بواسطه انس گرفتن با وضع موجود موجب جمود فکری، احساس نا امنی و عدم آگاهی از شیوه های نوین با از دست دادن منابع می‌باشند .(زاهدی، ۱۳۷۶ )

 

اگر با تأمل به مجموعه دستاوردهای فرهنگی بشر(هنر ، ادبیات، فلسفه) اشیا و وسایلی که لوازم زندگی ما را تشکیل داده اندنظری بیفکنیم ، به آسانی در می یابیم که حتی ساده ترین لوازم موجود در این مجموعه مثل میز وصندلی … نیز محصول خلاقیت و نوآوری اندیشمندانی بوده است که در طول سال ها با پردازش اندیشه ها، نظریه ها و ابتکارات به شکل امروزی خود در آمده اند در حالی که در آغاز با ابتدایی ترین شکل خود در ذهن یک انسان خلاق مطرح شده اند سپس در مسیر گذشت زمان وپیشرفت دانش تکامل یافته است این اصل حتی رشد ذهن بشر را در برمی گیرد بی شک بشر امروز در آغاز ‌به این کره خاکی دارای ذهنی تهی بوده است که از طریق درگیر شدن با جهان پیرامونش بذرهای نهفته درون خویش را شکوفا نموده است مفاهیم ذهنی امروزی بشر، مجموعه ای از طرحهای تکامل یافته تشکیل داده‌اند که در گذشته به شکل ابتدایی در ذهن هزاران اندیشه خلاق جوانه زده وهر یک بنا بر قدرت خلاقیت ونو آوری خویش در تکمیل آن ها کوشیده اند . ( رضائیان ، ۱۳۸۱ )

 

نوآوری وخلاقیت از ارزشمندترین سرمایه های سازمان ها بوده وابزاری هستند که سازمان را ‌قادر می سازد تا سوار برامواج تغییر و تحول از رقبای خویش پیشی بگیرد چون سازمان‌ها و شرکت هایی موفق خواهند بود که در جهت نوآوری گام بردارند ومنابع و نیروی انسانی خود را در جهت نوآوری و خلاقیت تشویق نمایند. (رابیتز،۱۹۶۹)

 

[۲]

 

۱-۱-بیان مسئله

 

سلامت سازمانی به وضعی فراتر اثر بخشی سازمان در کوتاه مدت دلالت دارد و به مجموعه ای از خصایص سازمانی نسبتا پردوام اشاره می‌کند یک سازمان سالم ‌به این معنا نه تنها در محیط خود پایدار می ماند بلکه در دراز مدت قادراست به اندازه کافی با محیط خود سازگار شده توانایی‌های لازم درجهت بقاخودپیوسته ایجادکندوگسترش دهد.( مایلز ۱۹۶۹ به نقل ازهوی ومیکسل، ۱۹۸۹ )

 

هر سازمان هدف یا هدف هایی ویژه دارد و ضمن حفظ خود وتحقق هدف ها و خود با محیط بیرون سازگار شده و از این رهگذر به وضعیت روابط متقابل بین اجزا خود را حفظ می‌کند این تعریف ‌در مورد یک سازمان آموزشی نیز صادق است اگر همه چیز در سازمان آموزشی روبه راه باشد بروندادهای مطلوب نظام حاصل خواهد شد ولی ماجرا ‌به این جا ختم نمیشود و برای شبکه اجرا و عملکرد آن ها در سازمان آموزشی می توان مجموعه ای از ویژگی های سلامت سازمانی را تصور کرد که با کفایت و کار ایی مداوم سازمان در انجام وظایف ارتباط دارد(علاقه بند، ۱۳۷۸)

 

سلامت سازمانی اشاره به شرایطی دارد که رشدوتوسعه سازمان را تسهیل یا مانع پویایی های سازمان می‌باشد سالم سازمان است که نه تنها در محیط خود دوام می آورد بلکه در یک برهه زمانی طولانی نیز به طور کافی سازش کرده و توانایی‌های بقا وسازش خود را به طور مداوم توسعه وگسترش می‌دهد. (میسکل، ترجمه سید عباس زاده ، ۱۳۷۶ )

 

ماتیو مایلز اولین نظریه پرداز سلامت سازمانی ابعاد و عوامل مؤثر شکل دهنده سلامت سازمانی را حد مطلوب وسنجیده ای از مقوله های هدف ، ارتباطات کافی، مشارکت در اختیار، بهره وری ازمنابع ،همبستگی ، روحیه ، نوآوری، استقلال ، انطباق پذیری و حل مشکلات دانسته است . (علاقه بند ، ۱۳۷۸)

برای بررسی میزان سلامت سازمانی ابتدا باید شناخت کافی روی ابعاد آن داشته باشیم هوی وفیلد من ( ۱۹۹۶) ابعاد سلامت سازمانی یا مجموعه خصایص ومتغیرهای سازمان آموزش را در هفت بعد بررسی کرده‌اند که عبارتند از:

 

۱- یگانگی نهادی( سطح نهادی) ۲ – بعد روحیه ( سطح فنی)

 

۳- بعد تأکید علمی ( سطح فنی) ۴- نفوذ مدیر در مافوق سطح (ادراکی)

 

۵- ساختدهی (سطح اداری) ۶- مراعات ( سطح اداری)

 

۷- حمایت از منابع ( سطح اداری)

 

مدارس سالم با نیروهای مانع ومخالف بیرونی به طور موفقیت آمیزی روبرو می‌شوند انرژی آن ها را در جهت نیل به اهداف سازمان سوق می‌دهند عملکردمدارس سالم در دراز مدت مطلوب و مساعد است هرچند ممکن است در یک روز اثر بخش یا غیر اثر بخش باشد سازمان پیوسته غیراثر بخشی ، سازمانی سالم نیست .( علاقه بند، ۱۳۷۸ )

 

سلامت سازمانی مدارس دخترانه از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد وضعیت موجوداین مدارس در ابعاد هفتگانه سلامت سازمانی چگونه است؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:55:00 ب.ظ ]




تحقیق دیگری در اسپانیا روی ۲۷۳ مدیر انجام شده است. نتایج این تحقیق اشاره می‌کند که اجرای مدیریت کیفیت به میزان بین‌المللی کردن محیط صنعتی ( رقابت بسیار شدید در میان شرکت‌ها ) بستگی دارد. همچنین نتایج نشان می‌دهد که برای رسیدن به مدیریت کیفیت ایده آل، به دست آوردن عملکرد مالی خوب در محیط صنعت با سطح رقابتی بالا در میان شرکت‌ها و همچنین شایستگی های بین‌المللی و نوآوری زیاد از عوامل ضروری و بسیار مهم می‌باشند. این تحقیق از روش های آماری متنوعی برای اثبات فرضیه های خود استفاده می‌کند که از جمله می توان ضریب پیرسون، خی دو، ضریب همبستگی و ……. را نام برد (Mar Fuentes-Fuentes, Javier Lloréns-Montes, M. Molina-Fernández, Carlos A. Albacete-Sáez, 2011).

 

پژوهشی دیگر در کشورهای چین، کره جنوبی و تایوان، اثر فرهنگی را مورد بررسی قرار می‌دهد. در واقع این پژوهش ابعاد فرهنگی خاص را از عوامل مؤثر در اثر بخشی مدیریت کیفیت معرفی می‌کند. سازمان‌هایی با اجتناب از عدم اطمینان پایین، کمتر نگران انحراف از استانداردهای تعیین شده کیفیت بودند. بر عکس سازمان‌هایی با اجتناب از عدم اطمینان بالا، تمایل زیادی به حرکت در چارچوب استانداردهای تعیین شده کیفیت داشتند. در واقع اینکه کارکنان بخواهند که به طور سیستماتیک، استانداردهای تعیین شده مدیریت کیفیت را اجرا کنند یک ارزش فرهنگی بسیار مهم در اجرای مؤثر این برنامه می‌باشد. مطابق با این تحقیق همه فرهنگ‌های آسیایی در راستای ارزش‌های مدیریت کیفیت قرار ندارند. همچنین موانع مربوط به زبان تکلم از موانع آموزش مدیریت کیفیت ذکر شده است (J. Kull, Wacker, 2010).

 

نتایج پژوهش دیگری که در سال ۲۰۰۶ در بین ۲۱ کشور انجام شده است نشان می‌دهد که برخی از فرهنگ‌های ملی برای اجرای مدیریت کیفیت مساعدتر می‌باشند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که کشورهایی با ویژگی فرهنگی اجتناب از عدم اطمینان پایین، بیشتر به پیروی و متابعت از کیفیت بالای محصولات پایبند هستند. همچنین کشورهایی با فاصله قدرت پایین، فردگرایی و مردسالاری زیاد نیز اهمیت کمتری به اجرای برنامه های کیفیت می‌دهند. یکی از یافته های دیگر این پژوهش اشاره می‌کند که برخی از فرهنگ‌ها، یک نوع برنامه کیفیت خاص را بیشتر از دیگر برنامه ها اجرا می‌کنند. این تحقیق با بهره گرفتن از پرسشنامه هایی که در میان شرکت‌های تولیدی و عملیاتی توزیع شده است، پژوهش خود را انجام می‌دهد. ضمناً فرضیه های خود را با ۰۰۱/۰>p و با بهره گرفتن از تجزیه و تحلیل مقایسه ای به اثبات می رساند (Vecchi, Brennan, 2011).

 

تحقیق دیگری در صنعت خدمات چین روی مدیران کیفیت و مدیران ارشد انجام گرفته است که مطابق با آن عدم اطمینان محیط در توسعه سیستم مدیریت کیفیت نقشی اساسی دارد. همچنین نتایج نشان می‌دهد که شرکت‌های خدماتی کوچک که به طور محلی رقابت می‌کنند نیز می‌توانند حتی بدون سیستم مدیریت فرایند رسمی با بهره گرفتن از سیستم کیفیت به عملکرد خوبی دست یابند. شرکت‌های خدماتی کوچک شرکتهایی هستند که تحت شرایط رقابت درون کشوری و سطح عدم اطمینان محیطی پایین فعالیت می‌کنند. این تحقیق برای به دست آوردن داده ها، از پرسشنامه استفاده ‌کرده‌است و قبل از فرستادن آن ها به صورت تلفنی با مدیران تماس گرفته شده است. نسبت ‌پاسخ‌گویی‌ ۷۳% می‌باشد ‌به این معنی که ۱۴۵ شرکت از ۲۰۰ شرکت به پرسشنامه‌ها پاسخ داده‌اند. سوالات در طیفی به اندازه ۹ ( ۹ گزینه ای ) تنظیم شده اند که منجر به واریانس بیشتر می شود. پایایی آن ها با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ مورد آزمون قرار گرفته است. این پژوهش فرضیات خود را با بهره گرفتن از خی دو و با ۰۱/۰=p مورد آزمون قرار داده است (Zhao, C.L.Yeung, S. Lee,2004).

 

نتایج تحقیق تجربی دیگری که در بخش دولتی آمریکا صورت گرفته است نشان می‌دهد که محیط کاری سازمان ( از جمله حمایت مدیران ارشد ) عاملی مؤثر در اجرای مدیریت کیفیت می‌باشد. همچنین حمایت مدیریت از کیفیت به طور قابل توجهی با حمایت سرپرستان، وظیفه گرایی، نظم و ترتیب کاری و ابتکار رابطه دارد. این تحقیق در سازمان هایی انجام شده است که از سال ۱۹۸۳ برنامه های بهبود کیفیت را اجرا می‌کنند. نسبت ‌پاسخ‌گویی‌ در سازمان‌های انتخاب شده، به طور متوسط برابر ۵/۵۵% می‌باشد (Taveira, A. James, Karsh, Sainfort, 2003).

 

بین سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ مطالعه ای در صنعت تولیدی ترکیه انجام گرفته است که این صنایع به سه دسته (۱) کارخانه های چوب بری و الوارسازی و حفظ و نگهداری چوب (۲) کارخانه های روکش سازی وتخته چند لا (۳) کارخانه های لوازم خانگی چوبی و دیگر محصولات چوبی تقسیم بندی شده بودند. این مطالعه ۸۵۱ شرکت کوچک و متوسط صنعت ترکیه در ناحیه دریای سیاه را شامل می شد و پرسشنامه های آن شامل سؤالاتی پیرامون جنبه‌های مالی و سرمایه گذاری طراحی شده بود. نتایج نشان می‌داد کمبود اطلاعات مالی و موانع بودجه ای عملکرد شرکت‌های کوچک و متوسط را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد (Cemal Akyüz, Akyüz, Serin, Cindik,2006).

 

۲-۷ مکانیزم مدیریت کیفیت جامع

 

مدیریت کیفیت جامع روش مدیریت یک سازمان است که اساس آن، محور بودن کیفیت و مشارکت همه اعضای سازمان می‌باشد و هدف آن نیل به موفقیت در دراز مدت از طریق جلب رضایت مشتری و تأمین منافع همه اعضای سازمان در همه بخش‌ها و کلیه سطوح ساختار سازمانی و جامعه است. تأمین منافع جامعه به معنی برآورده کردن نیازمندی‌های جامعه می‌باشد و برای موفقیت این روش، رهبری قوی و آموزش همه اعضای سازمان ضروری می‌باشد.

 

مدیریت کیفیت جامع به عنوان یک سیستم پیشرفته کیفی ابتدا در ژاپن شروع به رشد نمود. سپس تکنیکها و مباحث آماری جهت ارزیابی به حوزه بخش ها و مشاغل غیر تولیدی ( خدماتی و پشتیبانی ) نیز کشانده شد که در آن مفهوم کیفیت با دستیابی به همه اهداف مدیریتی مرتبط است. دیگر فقط بخش تولید در مقابل کیفیت محصول مسئول نبود بلکه نقش تمامی واحدها، بخش‌ها و کارکنان در کیفیت مشخص گردید.

 

در نمودار زیر تعدادی از بخش‌های یک سازمان تولیدی نشان داده می شود که به بیان آماری نشانگر چندین جامعه آماری و چگونگی مناسبات آن با جامعه اصلی را در بر می‌گیرد. در واقع از طرف واحدهای فرعی کوششی جهت نزدیک شدن به شاخص مرکزی صورت می‌گیرد که در نهایت به جلب رضایت مشتری ( افزایش کیفیت، کاهش قیمت تمام شده، خدمات پس از فروش ) منجر شده و سازمان امکان بقا و رقابت را به دست می آورد. هرچند ایجاد شاخص در برخی از واحدهای خدماتی به سختی امکان پذیر است ولی دستیابی ‌به این شاخص‌ها به طور نسبی از ضروریات است.

 

شکل ۲-۴ مدل تعامل بخش‌های مختلف سازمان تولیدی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 06:04:00 ق.ظ ]




دیدگاه دوم، فشار روانی را به عنوان یک پاسخ فیزیولوژیکی در نظر می‌گیرد و مبتنی بر نشانگان سازگاری عمومی «سلیه» می‌باشد ( لوولو۲، ۱۹۸۶).

 

    • دیدگاه سوم،فشار روانی را به عنوان یک محرک یا به عنوان پاسخ فیزیولوژیکی در نظر نمی گیرد، بلکه در آن دیدگاه فشار روانی به شبکه وسیعی از عوامل چون محرک-پاسخ ، ویژگی های فردی ، ارزیابی ها و سبک های سازشی گفته می شود که با یکدیگر تعامل دارند( استورا، ۱۹۹۹).

 

    • تمایز این دیدگاه ها از یکدیگر، در توجه آن به تفاوت های فردی می‌باشد، ‌بنابرین‏ اساس فشار روانی به عنوان عامل بیرونی است که توسط فرد در فضا و زمان معینی ادراک می شود و فرد دفاع های روان شناختی خود را برای مقابله با آن به کار می اندازد و عین حال نظام های خودکار زیست شناختی نیز با این دفاع های روان شناختی پیوند می‌یابند (استورا ، ۱۹۹۱).

۲-۳-۲مدل سه مرحله ای

 

مدل سه مرحله ای هانس سلیه حوزه مقابله با فشار روانی در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است

 

[۱۴]

 

با آنکه در جامعه ، مشکل فشار روانی کاملاَ شناخته شده است. روان شناسان بالینی و سایرین، پژوهش دقیقی درباره رابطه فشار روانی بهداشت روانی را شروع کرده‌اند.در نتیجه این پژوهش ها دامنه وسیعی از روش های درمانی برای مقابله با اضطراب و فشار روانی فراهم آمد که هم اکنون در سراسر حوزه خدمات بهداشتی و زمینه‌های دیگر به کار بسته می‌شوند . هانس سلیه (۱۹۳۶) مدلی سه مرحله ای برای فشار روانی پیشنهاد ‌کرده‌است.

 

اوایل مدل را نشانگان سازگاری عمومی می خواندند. نخستین مرحله ، واکنش هشدار یا پاسخ «ستیزیا گریز » است. دومین مرحله، مقاومت است که بدن تلاش می‌کند جهت بازگشت به مرحله تعادل انجام دهد و سومین مرحله، مرحله افسردگی و یا فرو ریختن است. سلیه متذکر می شود که فشار روانی جزئی طبیعی از زندگی روزمره است و تمامی موجودات زنده از آن اثر می‌پذیرند.

 

سلیه بین دو نوع فشار روانی یعنی فشار و آشفتگی فرق قائل است.فشار، سطحی از فشار روانی است که ما را در جهت عمل مناسب بر می انگیزد و باعث می شود مشکلات را حل کنیم.آشفتگی در جایی مطرح است که عملکرد رو به زوال است و کارکرد سازگارانه بدن دچار گسستگی می شود و پاسخ ها اعم از فیزیولوژیکی ، شناختی، عاطفی یا رفتاری سازگارانه می‌گردد.

 

سلیه اظهار می‌دارد که فشار روانی وقتی خطرناک می شود که به طور غیر معمولی طولانی می شود و در اکثر موارد رخ می‌دهد و یا بر یک عضو خاص از بدن متمرکز می‌گردد (بخشی پور، ۱۳۷۷).

 

جدول ۲-۱ : عامل پاسخ های جسمانی، شناختی و رفتاری به استرس مارتین شفر (۱۹۹۱).

 

 

 

 

 

 

 

 

جسمانی شناختی رفتاری افزایش میزان ضربات قلب و فشار خون

 

انقباض عضلانی، بی تابی، سردرد، لرزش، آسم، جوش های پوستی، سرطان و…

 

نفس نفس زدن، گیجی، احساس سوزش،تعریق و بی حسی

اشکال در تمرکز

 

ناتوانی در تصمیم گیری

 

اختلال حافظه، فراموشی

 

افزایش افکار خود انتقادگرانه منفی

 

افکار غیر منطقی تحریک کننده

 

تفکر فاجعه آمیز و نگرانی

افزایش پرخاشگری، عصبانیت، انزوای اجتماعی

 

نوشیدن مشروبات، ‌سیگار کشیدن و…

 

مشکل در خواب رفتن،زود از خواب بیدار شدن

 

افزایش تمایلات وسواسی

 

فقدان میل جنسی و تغییر در مصرف غذا

۲-۳-۳نظریه زیست شناختی:

 

نظریه زیست شناختی استرس (نظریه جنگ یا گریز) ، این نظریه اولین بار توسط والتر کانئن۱ بیان شد. توجه کانون بیشتر بر روی واکنش فیزیولوژیکی انسان ها و حیوانات در پاسخ به خطر ادراک شده بود.کانون بر این عقیده بود که وقتی انسان و یا حیوان با خطری مواجه می شود احساس خطر باعث تحریک عصب سمپاتیک می شود و این فعل و انفعالات ما را برای پاسخ و واکنش جنگ و گریز آماده می‌کند و به همین دلیل نظریه جنگ و گریز نامیده می شود.در این نظریه این نکته قابل ذکر است که این واکنش در کوتاه مدت ، یک واکنش سازگارانه می‌باشد زیرا موجود را برای پاسخ سریعتر به خطر آماده می‌کند. اما اگر طولانی شود برای سلامتی مضر می‌باشد و باعث به هم خوردن تعادل حیاتی می شود و اگر ادامه یابد به سیستم بیولوژیکی آسیب می رساند (سارافینو، ۱۹۹۴).

 

نظریه سندرم سازگاری عمومی، یکی دیگر از نظریه های زیست شناختی استرس، نظریه هانس سلیه است که تمرکز اصلی وی نیز برواکنش ها و پاسخ های فیزیولوژیکی به محرک های استرس زا است و نظریه او به سندرم سازگاری عمومی مشهور می‌باشد که عبارت است از فرایند تلاش تعمیم یافته (عمومی)بدن برای اینکه از خودش در مقابل عوامل استرس زا دفاع نماید (فیست و براگون۲، ۱۹۹۸).

 

۲-۳-۴نظریه روانشناختی:

 

این نظریه ها مبتنی بر جنبه‌های گوناگون روانشناسی که شامل شخصیت،واکنش های احساسی،ادراکات و دامنه وسیعی از رفتارهای انسانی می‌باشد که در ذیل به معرفی تعدادی از آن ها می پردازیم.

 

نظریه فروید۳، به نظر فروید انسان ها دارای یک استرس فطری هستند و این ناشی از تکانه های درونی و تهدیدهای بیرونی است،رفتارهای به خصوصی به بروز اضطراب کمک می‌کند و دفاع های ناپسند و نا کارامد به رفتارهای روان رنجورانه و روان پریشانه منتهی می‌گردد. به نظر او دستگاه دفاعی مغز شامل مجموعه ای از فرایند های فکری یا مکانیزم های دفاعی است که این مکانیزم ها مجموعه ای از استرس های مقابله برای ‌برخورد با استرس است.

 

[۱۵]

 

    • نظریه یونگ۱، شخصیت انسانی را فرآیندی از خودیابی و مفهوم تفرد می‌دانست، تفرد ناشی از نیروی حیات معنوی است که وجود انسان و جهت زندگی او را مشخص می‌کند و به اعتقاد او خودآگاهی و تلاش برای درک بیشترخویشتن فرایند تفرد را افزایش می‌دهد.یونگ معتقد بود که فرایند تفرد ، تنش را کاهش می‌دهد و صرف وقت برای پی برد به اعماق ذهن باعث ایجاد وحدتی میان فرآیندهای ذهنی هوشیار و ناهوشیار و به دنبال آن احساس آرامش می شود که به آن تعادل روانی می‌گویند و او از تصویر سازی فعال در روش های آرامیدگی و مقابله ای استفاده می‌کند.

 

  • نظریه آبراهام مازلو۲به ویژگی های شخصیتی توجه خاصی داشت و از خصوصیات درونی اشخاص حرف می زند که به آن ها کمک می‌کند تا به مقابله با استرس برخیزند و به سلامت روانی برسند. او در نظریه خود، اشخاص

خودشکوفا را مطرح می‌سازد و به اعتقاد او این افراد می‌توانند به خودپذیری و عشق به خود دست یابند و ثابت می‌کنند که خودپذیری و عشق به خود ، ابزاری مهم و اساسی برای برخورد مؤثر با استرس هستند.

 

نظریه ویکتورفرانکل۳، به اعتقاد فرانکل، هر تجربه ای که احساس تالم عاطفی را سبب گردد، معنای هدفمندی را دنبال می‌کند. رنج همانند شادی، بخشی از زندگی و عشق است و رنج و تالم را تجربه ای جهانی می‌داند که در اعتلای توانمندی های انسان و تکامل زندگی او نقش مهمی را ایفا می‌کند.

 

خوش بینی غم انگیز که فرانکل ‌به این اصطلاح اشاره می‌کند و منظورش این است که بتوانیم رنج را به تجربه ای معنی دار تبدیل کنیم و از این تجربه درسی بیاموزیم.به اعتقاد فرانکل تا حدی استرس نقش مهمی در سلامت جسمانی ایفا می‌کند و تنش درونی میان انسان‌ها امری اجتناب ناپذیر است، اما سلامتی ذهن وابسته به تنشی است

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:49:00 ق.ظ ]




 

• تشویق

 

دولت از این طریق می‌تواند بدون ایجاد قوانین خاص ‌در مورد وضعیت ها و شرایط بخصوص موجبات گسترش و توسعه ویا برعکس عدم گسترش این وضعیت ها را فراهم سازد. به عنوان مثال دولت می‌تواند به منظور کاهش ترکم در ساعات اوج و یا عدم نیاز به ساخت راه های جدید و یا در جهت کاهش مصرف انرژی و یا حتی به منظور کاهش آلودگی هوا اقدام به ساخت و تولید برنامه های تبلیغاتی برای تشویق مردم به سفرهایی به صورت هم پیمانی صورت می‌گیرد، نماید.

 

• قانون

 

از جمله اقدامات دولت برای تامین منافع عمومی، وضع قوانین برای افراد و شرکت ها می‌باشد. به عنوان مثال در این مورد می توان تدوین استانداردهایی برای کاهش سرعت وسایل نقلیه به منظور کاهش مرگ ومیر ناشی از تصادفات، تدوین استانداردهایی برای کاهش آلودگی هوا و بهبود کیفیت محیط زیست، تدوین استانداردهایی برای افزایش کارایی انرژی، قانونمند کرد نرخ های شرکت های حمل ونقل و… .‌را نام برد.

 

◄ تکنولوژی های مربوط به حمل ونقل

 

در این قسمت تکنولوژی های تاثیر گذار برروی پارامترهایی چون سرعت، ظرفیت، دامنه فعالیت، قابل اعتماد بودن طرق مختلف و…مورد نظر می‌باشند. تکنولوژی های مذکور نیز تاثیر بسزایی بر روی تعادل حمل ونقل دارند. شایان ذکر است که در سال های اخیر معرفی هواپیماها به عنوان یک تکنولوژی دارای بیشترین تاثیر بوده تاجایی که در برخی از کشورها، با وجود هواپیما، مسافرت هایی که قبلا از طریق راه آهن انجام می گرفتند، اکنون به کلی حذف گردیده اند.

 

■ وضعیت اشتغال در صنایع مربوط به حمل ونقل:

 

حمل ونقل رشته ها و مشاغل متنوع زیادی را در برگرفته و از این جهت یکی از زمینه‌های گسترده اشتغال به شمار می رود تاجایی که در برخی از کشوهای پیشرفته صنعتی، از هر هفت نفرشاغل یک نفر دارای شغلی در ارتباط حمل ونقل می‌باشد.

 

رشته‌های مختلفی مانند رشته‌های مهندسی، برنامه ریزی، اقتصاد، مدیریت، علوم اجتماعی و… .به منظور طراحی، ساخت، بهره برداری و تعمیر و نگهداری سیستم های گسترده حمل ونقل، مورد نیاز می‌باشند.

 

در بیشتر کشورهای پیشرفته صنعتی، طراحی و ساخت وسایل نقلیه اکنون به صورت یک صنعت اصلی در حال توسعه درآمده است و از جمله موارد اشتغال زا در رابطه با حمل ونقل می‌باشد که به رشته‌های متعدد دیگری مانند مهندسی مکانیک، مهندسی برق و….هم نیازمند است.

 

در سایر قسمت های جامعه مانند قسمت های خدماتی، قسمت های مطالعاتی و تحقیقاتی، اقتصاد و اجتماع، محیط زیست و…‌نیز مشاغلی که مستقیم یا غیرمستقیم با حمل ونقل در ارتباطند، وجود دارند ولی به طور اخص مهندسان رشته حمل ونقل در سازمان های مسئولان طراحی، ساخت، راه اندازی و بهره برداری، تعمیرونگهداری سیستم‌های حمل ونقل ویا شرکت‌های مشاوره ای مربوطه مشغول کار می‌باشند. تخصصهای مختلف رشته حمل ونقل شامل طراحی، برنامه ریزی، ساخت، مدیریت و بهره برداری و تعمیر ونگهداری می‌باشند که هریک در پیکره اصلی حمل ونقل جایگاه خاص خود را دارند.

 

برنامه ریزی در حمل ونقل با انتخاب پروژه برای طراحی و ساخت یا تعریف مسئله آغاز شده و با جمع‌ آوری آمار، تجزیه و تحلیل آمارجمع آوری شده، فرایند پیش‌بینی ترافیک، تخمین تاثیرات تسهیلات حمل ونقل برمحیط زیست و کاربری اراضی، تعیین هزینه ها واستفاده های پروژه مذکور و درنهایت ارزیابی و ارائه راه حل های گوناگون ادامه می‌یابد.

 

طراحی و ساخت درحمل ونقل ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگردارند. طراحی مشخصات عمومی و کلی سیستم حمل ونقل، کارایی آن، انطباق آن ‌با قوانین و استانداردهای موجود را دنبال می کند.

 

به طور کلی طراحی مهندسی، طراحی روسازی، مسایل مربوط به زهکشی و مطابقت هر یک از مقادیر حاصل از طراحی با استانداردهای مربوطه، درمورد طراحی یک جاده وجود دارند.

 

ساخت نیز کلیه زمینه‌های مربوط به فرایند ساخت از آماده سازی و تسطیع تاریختن لایه‌های مختلف روسازی و در نهایت آماده شدن مسیر نهایی برای عبور ترافیک را شامل می‌گردد.

 

کلیه مسائل مورد بحث درمدیریت و بهره برداری از سیستم حمل ونقل پس از ساخت و آغاز بهره برداری در قلمرو مهندسی ترافیک قرار می گیرند. مدیرت پارکینگ، آنالیز تصادفات، به کارگیری علائم ترافیک و خط کشی معابر، بررسی عملکرد تقاطعهای دارای چراغ راهنمایی و بدون چراغ راهنمایی، کنترل سرعت و سایل نقلیه، تامین روشنایی معابر از جمله مسایل موجود در این زمینه می‌باشد.

 

تعمیر و نگهداری نیز در برگیرنده فعالیت ها و اقداماتی در جهت نگهداری سیستم حمل ونقل در کیفیت مناسب برای ارائه خدمت ( سرویس دهی) می‌باشد. ارتباط تخصصهای مختلف حمل ونقل رامی توان به صورت زیر نشان داد:

 

 

 

شکل ۲-۲- ارتباط بخش های مختلف حمل ونقل با یکدیگر

 

■ سیستم های حمل و نقل :

 

سیستم های حمل و نقل را میتوان از دیدگاه های متفاوتی مورد بررسی قرار داد. در این قسمت، این سیستم ها را از چند دیدگاه کلی و اساسی بررسی می نماییم.

 

◄ سیستم های حمل و نقل و اجزای تشکیل دهنده آن ها :

 

یک سیستم حمل و نقل را میتوان بر اساس اجزاء تشکیل دهنده آن را تعریف نمود. از این دیدگاه، یک سیستم حمل و نقل شامل قسمت های تسهیلات ثابت، نهادهای شناور و سیستم های کنترلی خواهد بود.در یک سیستم حمل و نقل، انسان ها یا کالاها در زمان معینی فاصله جغرافیایی مشخصی را طی می‌کنند و ضمن این جابجایی از نقطه ای به نقطه دیگر انتقال می‌یابند.

 

• تسهیلات

 

تسهیلات ثابت، اجزاء فیزیکی و ثابت یک سیستم حمل ونقل می‌باشند که به صورت شبکه ای ازکمان ها و گره ها نمایش داده می‌شوند. (هرکمان نمایانگر قسمتی از مسیر راه، راه آهن و یا خطوط لوله می‌باشد و هر گره نمایانگر تقاطع همسطح یا غیره همسطح، پایانه، بندرو یا فرودگاه می‌باشد.) طراحی تسهیلات ثابت به طور سنتی در قلمرو فعالیت های رشته مهندسی عمران که شامل گرایش های مهندسی خاک و پی، طراحی سازه‌ها، طراحی سیستم‌های زهکشی و طراحی هندسی راه ها می‌باشد، قرار دارد. که البته این نوع طراحی ها با نسبت های فیزیک یا اجزاء تسهیلات ثابت در ارتباط می‌باشند.اگر چه که ارتباط قسمت طراحی هندسی با سایر قسمت های طراحی متفاوت می‌باشد.( به عنوان مثال، طراحی سازه‌ها با کارایی و مقاومت سازه‌های مختلف در برابر تاثیر نیروها و بارهای وارده سروکار دارد.)

 

• نهادهای شناور و تکنولوژی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 11:00:00 ب.ظ ]




 

 

 

۱-۱-مؤلفه های فراشناخت[۱۶]

 

فراشناخت مؤلفه‌ های متعددی را شامل می شود . با توجه به تعاریفی که از فراشناخت ارائه شد ، می توان دو مؤلفه‌ مهم را از همدیگر متمایز کرد. مؤلفه‌ نخست ، دانش فراشناختی فرد از خودش به عنوان یک پردازشگر اطلاعات و مؤلفه‌ دوم فرایندها و راهبردهای نظم دهنده ، کنترل کننده و نظارت کننده است . صاحب نظران به گونه های مختلفی به تفکیک این موضوع پرداختند . برای مثال ، فراشناخت دارای دو طبقه از کنش های ذهنی است . خود ارزیابی ‌در مورد شناخت و خود مدیریتی در فکر کردن ( کراس و پارسیس[۱۷] ، ۱۹۸۸) ، دانش و کنترل خود و فرایند ( وینو گراد[۱۸] و پارسیس ، ۱۹۸۸ ) . دو نوع فراشناخت به هم پیوسته است ، دانش درباره شناخت و نظارت بر آن ( بیکر[۱۹] و برون ، ۱۹۸۵ ) . دو طبقه دانش فراشناختی و تجربه فراشناختی ( فلاول ، ۱۹۸۸ ) . فرادانش[۲۰] ، فرانظارت[۲۱] و استفاده مناسب و بجا از راهبرد است ، ( رفوث و همکاران ، ۱۹۹۳ ، ترجمه خرازی ، ۱۳۷۵ ) .

 

۱-۱-۱-دانش فراشناختی

 

با توجه ‌به این تعاریف می توان گفت اکثر محققان فراشناخت را به دو مؤلفه‌ تقسیم کرده‌اند . مؤلفه‌ نخست دانش فراشناختی است که همه بر آن توافق دارند و در همه نظریات وجود دارد . مؤلفه‌ دوم که از آن تحت عنوان تجربه فراشناختی ، نظارت و حتی راهبرد فراشناختی یاد می شود . مؤلفه‌ اول دانش فراشناختی است و زمانی حاصل می شود که فرد از توانایی‌های شناختی خود و نیز ناتوانایی های شناختی خود آگاه گردد. برای مثال ، که باید از بیرون بکند را یادداشت می‌کند تا در موقع تعیین شده و مناسب آن ها را انجام دهد. این آگاهی فرد از ضعف حافظه خود نوعی دانش فراشناختی است که به او اخطار می‌دهد اقدام مناسب را برای جبران این نقص انجام دهد ، ( رفوث و همکاران ، ۱۹۹۳ ، ترجمه خرازی ، ۱۳۷۵ ) .

 

فلاول ( ۱۹۹۸ ) معتقد است دانش فراشناختی به بخشی از دانش به دست آمده ما مربوط می شود ، که در ارتباط با امور شناختی به اعتقاد فراشناختی دانش و باورهایی است که به مرور از طریق تجربه در حافظه بلند مدت اندوخته می شود و ارتباطی به سیاست ، فوتبال ، الکترونیک و یا دیگر حیطه ها ندارد ، بلکه به ذهن و عمل آن مربوط می شود. اسکراو[۲۲] و همکاران ( ۱۹۸۴ ) دانش فراشناختی را به سه طبقه : خبری [۲۳] ، فرایند[۲۴] و شرطی[۲۵] تقسیم می‌کنند که از بعضی جهات با طبقات دانش فراشناختی فلاول (۱۹۸۸) هم پوشی دارد ، ( رفوث و همکاران ، ۱۹۹۳ ، ترجمه خرازی ، ۱۳۷۵ ) .

 

طبقه دانش ‌در مورد شخص در نظر فلاول (۱۹۸۸) شامل دانش و باورهایی است که شخص ‌در مورد خود به ‌عنوان یک پردازشگر اطلاعات و دارای توانایی پردازشگری می‌داند. این طبقه دارای سه طبقه فرعی است : دانش بین فردی ، دانش درون فردی و دانش درباره شباهت های شناختی انسان ها . دانش بین فردی[۲۶] : به دانش و باورهای فرد درباره ی تفاوت های شناختی بین انسان‌ها و دانش او درباره تفاوت عملکرد شناختی افراد مختلف اطلاق می‌گردد فرد خاصی ممکن است از جهت عملکردهای مختل یا عملکرد خاص شناختی با افراد دیگر تفاوت داشته باشد آگاهی فرد بر این تفاوت ها باعث می شود خود را با موقعیت یا تکلیف خاصی هماهنگ کند. دانش درون فردی[۲۷] به دانش و باورهای فرد در باره ی تفاوت های شناختی درون انسان ها اطلاق می شود ؛ مانند تفاوت در عملکرد حل مسئله و درک مطلب . فرد خاصی ممکن است تکالیف حل مسئله را به خوبی انجام دهد ولی در تکالیف مرتبط با درک مطلب مشکل داشته باشد . و در نهایت ، دانش درباره توانایی‌های شناختی مشترک بین انسان‌ها به ‌عنوان سومین طبقه فرعی از دانش ‌در مورد شخص است . دانش و باورهایی درباره شباهت های شناختی انسان ها ‌به این معنا است که ذهن تمام مردم مثل یک پردازشگر شناختی عمل می‌کند و یا به ظرفیت حافظه کوتاه مدت انسان محدود است . علاوه بر موارد ذکر شده می توان گفت باورهای انگیزشی[۲۸] یا اسنادهای علی[۲۹] که فرد به آن معتقد است و آن را به کار می‌برد می‌توانند در طبقه دانش فراشناختی شخص قرار گیرند و عملکرد شناختی فرد را تحت تاثیر قرار دهند ، ( رفوث و همکاران ، ۱۹۹۳ ، ترجمه خرازی ، ۱۳۷۵ ) .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:59:00 ب.ظ ]




 

خلاقیت: افراد توانمند به حفظ وضع موجود راضی نیستند.

 

استقلال: افرادتوانمند استقلال رأی دارند و در قبال خود مسئولیت پذیرند.

 

انعطاف پذیری: افرادتوانمند تغییر در زندگی شخصی و کاری خود را به راحتی می‌پذیرند.

 

تمایل به اذعان و اصلاح اشتباه دارند.

 

دارای روابط انسانی هوشمندانه هستند.

 

۳-۴-۲-مدل شناختی توماس و ولتهوس درباره ی توانمند سازی روانشناختی

 

مدل شناختی توماس و ولتهوس (۱۹۹۰) به زنجیره ی یادگیری اجتماعی درباره ی محرک[۸۳]، ارگانیسم[۸۴]، رفتار [۸۵]و پیامد[۸۶] (S-O-B-C) شباهت دارد. ‌بنابرین‏، بر فرایند های شناختی درون فردی که فرد را توانمند می‌سازد تمرکز می‌کند. مرکز مدل بر مداخلاتی نیست که هدایت کننده و سوق دهنده ی فرد در جهت توانمندسازی باشد، بلکه بر فرآیندهای درون فردی است که یک حالت توانمند شده در درون فرد ایجاد می‌کند. مدل به تجربه ی فرد از معنی داربودن، خود-تصمیم گیری، شایستگی ‌و موثر بودن تمرکز می‌کند (تایمون[۸۷]،۱۹۹۸).

 

هسته ی اصلی مدل چرخه ای جاری از تعامل بین رویدادهای محیطی، فرآیندهای شناختی و رفتار است. رویدادهای محیط، اطلاعاتی برای فرد درباره ی پیامدهای رفتار جاری و رویدادهای مربوط به رفتار آینده برای فرد فراهم می‌کند. این اطلاعات مربوط به محیط، ارزیابی فرد از وظایف، ارزیابی موقعیتی را شکل می‌دهند. این ارزیابی از وظایف به فرد انرژی می‌دهند و رفتار او را تقویت می‌کنند(توماس و ولتهوس،۱۹۹۰).

 

ارزیابی از وظایف: یا ارزیابی های موقعیتی همان فرآیندهای شناختی هستند که به عنوان تفسیرها و سازه هایی از واقعیت دیده می‌شوند نه ضبط صرف واقعیت های عینی. فرد با پردازش اطلاعات نسبتاً مبهمی که از محیط دریافت می‌کند، ارزیابی یا قضاوت هایی درباره ی تکالیف خاص انجام می‌دهد. توماس و ولتهوس(۱۹۹۰)چهار بعد ارزیابی را به عنوان ابعاد شناختی انگیزش درونی نام می‌برند. این چهار بعد اثرات انگیزشی مضاعفی دارند. ارزیابی های موقعیتی، ترکیبی از عوامل انگیزش درونی (حالت های روانشناختی) فراهم می‌کنند که عبارتند از: معنی داربودن، انتخاب یا خود تصمیم گیری، شایستگی و مؤثر بودن. فرد از طریق ارزیابی های موقعیتی، قضاوت هایی(معنی داربودن، شایستگی، و …) درباره ی وظایف خاصی که به آن ها می پردازد انجام می‌دهد (توماس و ولتهوس،۱۹۹۰). این عناصر انگیزه ی درونی را که تحت عنوان توانمندسازی روانشناختی (اسپریتزر،۱۹۹۵) معرفی می‌شوند از طریق تأثیرشان بر رفتار و پیامدهای بعدی به عنوان آغاز کننده ی چرخه های خود تقویت کننده دیده می‌شوند؛ ‌بنابرین‏، تأثیری همانند کیفیت پیش گویی های خودکام بخش[۸۸] دارند (تایمون،۱۹۹۸).

 

هر یک از این چهار مؤلفه در جریان دوره فعالیت می‌توانند به عنوان تقویت درونی عمل کنند. یعنی هر مؤلفه پاداشی است که فرد می‌تواند در جریان دوره ی فعالیت به خودش بدهد؛ پاداشی که تلاش مستمرش را تقویت می‌کند. در واقع هر یک از این مؤلفه ها توسط نظریه پردازان اولیه به عنوان یک نیاز یا تقویت کننده درونی مجزا مورد بررسی قرار گرفته شده اند(توماس و ولتهوس،۱۹۹۰).

 

انگیزش درونی انجام وظایف متعاقب نه تنها از رویدادهای بیرونی بلکه از شیوه ای که آن رویدادها تفسیر می‌شوند نیز تأثیر می پذیرد. به همین شکل دو عنصر درون فردی دیگر نیز به مدل اضافه شده اند تا بهتر دگرگونی و نوسانات ارزیابی وظایف را توضیح دهند که عبارتند از: ارزیابی های عمومی [۸۹]و سبک های تفسیری[۹۰].

 

این دو عامل به عنوان میانجی گر و تعدیل کننده ی اثرات مداخلات بر ابعاد توانمندسازی روانشناختی دیده می‌شوند(توماس و ولتهوس،۱۹۹۰؛ تایمون،۱۹۹۸).

 

ارزیابی عمومی: باورهای تعمیم یافته فرد درباره معنی دار بودن وظایف، انتخاب و خود-تصمیم گیری و شایستگی انجام وظایف و مؤثر بودن هستند که به طور استقرایی از ارزیابی وظایف خاص در گذشته شکل گرفته اند و در زمان حال به توانمندسازی روانشناختی فرد تأثیر می‌گذارند. اما ارزیابی موقعیتی به طور قیاسی تا اندازه ای از ارزیابی های عمومی شکل می گیرند(توماس و ولتهوس،۱۹۹۰).

 

سبک های تفسیری و شناختی:بر اساس نظر توماس و ولتهوس(۱۹۹۰) تمایلاتی هستند درباره پردازش تفسیری فرد از رویدادها که در سه گروه عمده طبقه بندی می‌شوند:

 

الف)سبک ارزیابی: به تفسیر فرد از اینکه کارها چگونه پیش می‌روند، اشاره می‌کند. به عبارت دیگر سبک ارزیابی به استانداردهای شخصی که فرد برای ارزیابی کردن پیامدها به کار می‌برد، اشاره می‌کند.

 

ب)سبک اسنادی: به تفسیر فرد از اینکه چه چیزی باعث رویدادهای گذشته شده است، اشاره می‌کند. به عبارت دیگر سبک اسنادی به باورهای فرد درباره ی علل موفقیت یا شکست اشاره می‌کند.

 

ج)سبک تصوری: به تفسیر فرد از اینکه در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد اشاره می‌کند. به عبارت دیگرسبک تصوری به تصورات شناختی فرد درباره ی رویدادهای آینده اشاره می‌کند، یعنی تجسم فکری یا پیش‌بینی های فرد درباره ی آنچه که می‌تواند باشد.

 

در واقع سبک های تفسیری به عنوان تعدیل کننده هایی مطرح شده اند که بر ارزیابی های موقعیتی تأثیر می‌گذارند. به علت نقش کلیدی سبک های تفسیری در چرخه ی انگیزشی، فرد ممکن است به طور روانشناختی خودش را توانمند یا ناتوان درک کند و باعث چرخه های خودارتقا دهنده[۹۱] یا خودناتوان[۹۲] کننده شود.

 

مداخلات توانمند کننده: مداخلات توانمند کننده جهت افزایش دادن ارزیابی های موقعیتی(حالت های روانشناختی) شیوه های تأثیر گذارنده ای بر متغیرهای مدل فراهم می‌کنند؛ همچنین در ارزیابی های عمومی افزایش تدریجی ایجاد می‌کنند. دو راهبرد عمومی مشخص شده اند: ایجاد تغییر در رویدادهای محیطی که پایه های ارزیابی موقعیتی هستند؛ ایجاد تغییر در سبک های تفسیری (شناختی) که فرد بر اساس آن ها رویدادهای محیط را تفسیر می‌کنند.

 

۵-۲- نتیجه گیری

 

خلاقیت و توانمندسازی در بسیاری از جهات مشابه اند. آن هاعبارت منحصر به فردی از استقلال، ریسک پذیری، اعتماد به نفس و تعهد هستند. افراد توانمند با ویژگی های اعتماد به نفس، خودآگاهی، خود کنترلی و خود ‌کارآمدی، تخیل گرا، و خوش بین مشخص می‌شوند، آن ها همچنین محیط را انعطاف پذیر می دانند. این ویژگی ها تشابه قابل ملاحظه ای با توصیف ویژگی های افراد خلاق دارند. در واقع می توان گفت که خلاقیت تنها در افراد توانمند اتفاق می افتد یا اینکه خلاقیت از توانمندی ناشی می شود.(ولتهوس،۱۹۹۰)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ب.ظ ]




 

نصرت نصرتی نصرآبادی، (۱۳۷۹) در رساله ی ارشد خود یکی از عوامل عمده و مؤثر بر تحولات اساسی تعلیم وتربیت در قرن حاضر را تاثیر اندیشه‌های متفکران ومربیان بزرگ در فرایندهای تربیتی می‌داند، در این تحقیق به ملاک تشخیص حسن و قبح اعمال اخلاقی، ماهیت، تفاوت، مشمولیت و جامعیت تربیت اخلاقی از دیدگاه استاد مطهری و جیمز پرداخته شده است.

 

جعفر شاه نظری(۱۳۸۹) در مقاله ایی تحت عنوان”بنیاد اخلاق از نگاه قرآن” با نظریه ها و فلسفه های موجود به تبین اخلاق در قرآن پرداخته و تمام گزاره های قرآن را به هم پیوسته و ناظر به هم، در یک شبکه پیچیده و منسجم بیان می‌کند و فلسفه ی اخلاق را در قرآن، بر نظام توحید استوار می‌سازد.

 

نرجس ملک محمدی ، (۱۳۹۰) در مقاله ایی تحت عنوان “نقش نظام هستی شناختی قرآن در ارتقای اخلاق زیست محیطی” بیان می‌کند که تمام اجزای هستی مانند انسان هدفمند آفریده شده اند و در مسیری هماهنگ با سیر کمال انسانی در حرکت است ‌بنابرین‏ مراعات اخلاق زیست محیطی در مسیر تکوینی آن است ونظام هستی شناختی قرآن می‌تواند در ارتقای اخلاق زیست محیطی نقش چشمگیری داشته باشد.

 

فصل سوم

 

روش شناسی تحقیق

 

۱٫۳٫ مقدمه

 

کاربرد روش‌های تحقیق در حوزه علوم انسانی و تربیتی، از گذشته های دور همواره مدنظر دانشمندان بوده است، با رشد جوامع انسانی و توسعه ی علوم و فناوری، انسان به محدودیت روش های اولیه تحقیق در علوم اجتماعی و علوم انسانی پی برد و با تأمل بسیار، روش های نوینی را ابداع کرد تا بتواند در عرصه ی پژوهش های شناختی روابط انسانی و فرهنگی از پایایی و روایی بیشتری برخوردار باشند. (جانی پور ،۱۳۹۲ :۲۸ )

 

۲٫۳٫ روش شناسی تحقیق

 

یکی از روش های مناسب جهت تبیین دیدگاه ها و اندیشه ها استفاده از روش تحلیل محتوا می‌باشد. این روش با تجزیه و تحلیل مفاهیم و گزاره های استخراج شده از متن جهت گیری و نقش هر کدام را بیان و چارچوب حاکم بر آن ها را کشف می‌کند.

 

تحلیل محتوا در حقیقت فن پژوهش عینی- اصولی به منظور تفسیر و تحلیل محتوا است و تفکر بنیادی تحلیل محتوا عبارت است از قرار دادن اجزای یک متن (کلمات-جملات- پاراگرافها و … برحسب واحدهایی که انتخاب می‌شوند) در مقولاتی که از پیش تعیین شده اند. (باردن،۲۹:۱۳۷۵)

 

تحلیل محتوا یکی از مهم ترین و پرکاربردترین روش های تحقیق کیفی است و به درستی می توان گفت که هر محققی به صورتی با آن سر و کار دارد.همچنین تجزیه و تحلیل محتواهای متون مختلف به زمانی نسبتاً دور بر می‌گردد خصوصاًً در ایران، تجزیه و تحلیل متون یعنی جزء جزء کردن و یافتن ارتباط بین متون قرآنی (تفاسیر) و نظم و نثر فارسی در گذشته ای دور رواج داشته است. (ساروخانی،۵۱:۱۳۸۳)

 

در حقیقت تحلیل محتوا درباره متنی معنی پیدا می‌کند که آن متن برای انتقال پیام و مفاهیمی نوشته شده و دارای ماهیتی مشخص باشد. لذا ‌در مورد کلمات عامیانه ای که دارای مفاهیمی ساده ، بدیهی و مشخصی هستندبکار نمی رود. پیام هایی که از طریق متن منتقل می شود، می‌تواند دارای معانی مختلفی باشد لذا بواسطه ی تحلیل محتوا باید معانی اصلی آن پیام را بازشناخت. روش بازشناسی و تحلیل این پیام ها به صورت نظام مند بوده واز قوانین و دستورات مشخصی تبعیت می‌کنند. لذا آشنا شدن با روش تحلیل محتوا نیز ضروری می‌باشد.( کیوی و کامپنهود،۲۲۲:۱۳۸۱)

 

کاربردهای مختلف استفاده از روش تحلیل محتوا را می توان در دو حوزه ی مشخص کمی و کیفی تفکیک نمود. منظور از کاربردهای کمی، استخراج آمار و اطلاعات است که اگرچه به صورت عددی و در قالب نمودار و جدول ارائه می‌شوند، لکن موجب فهم اولیه و سریع کل محتوای مورد تحلیل شده و راه را برای ورود به تحلیل های کیفی باز می‌کنند.نتایج تحلیل های کمی به محقق می فهماند که مسیر تحلیل های کیفی خود را از کجا باید آغاز کند و به دنبال ‌پاسخ‌گویی‌ به چه پرسش هایی می‌باشد. از دیگر قابلیت های استفاده از روش تحلیل محتوا، درج یادداشت های نظری در ضمن تحلیل عبارات است که پیگیری آن ها می‌تواند بخشی از محتوای تحلیل های کیفی را تامین نماید. (باردن،۱۳۷۵ : ۱۳۱-۱۳۴)

 

۳٫۳٫ جامعه آماری و نمونه

 

جامعه آماری تحقیق شامل منبع دست اولی چون قرآن کریم می‌باشد وبرای فهم و درک بهتر آیات از تفسیر المیزان و نرم افزار الانوار و المبین استفاده شده است.

 

۳ . ۴ . ابزار جمع‌ آوری داده ها

 

داده های مورد نیاز با بهره گرفتن از”فیش‌های ثبت مطالعات” گردآوری و تنظیم می‌شود. اصولاً در مطالعات تحقیقی که به ‌صورت خواندن متون و فیش‌برداری قرار دارند، ثبت و نگهداری داده ها از مراحل اساسی است. از این رو به تهیه “فیش” یا برگه‌های مخصوص، به ثبت و یادداشت اطلاعات مورد نیاز اقدام می‌شود. این شیوه به نام “فیش‌نویسی” یا “ثبت اطلاعات” معروف است. محقق با مطالعه‌ دقیق متون مورد نظر و ‌یا ترجمه‌ی اولیه و ثانویه با علامت‌گذاری آن ها، متن کامل یا خلاصه شده یا گزیده مطالب را بر روی فیش یا برگه و در محل مخصوص ثبت می‌کند. با تنظیم این اطلاعات ثبت شده و طبقه‌بندی آن ها و به تناسب موضوعات و مباحث مطرح شده از این اطلاعات استفاده می‌شود. متن مورد استفاده برای ثبت در فیش ممکن است عین مطلب به صورت نقل و قول مستقیم یا برداشت محقق از مطلب و به صورت نقل و قول غیر مستقیم ‌یا ترجمه از متن به زبان دیگری باشد.(حافظ نیا،۱۳۸۹)

 

۳٫ ۵٫ روش تجزیه و تحلیل داده ها

 

در این مطالعه برای بررسی داده ها از روش توصیفی، تحلیلی و استنتاجی استفاده شده است. این پژوهش در ­نظر دارد، تا مفاهیم و مضامین اخلاقی در قرآن کریم را بررسی نماید و سپس به روش کمی به تفکیک و دسته بندی آیات، سنجش فراوانی واژگان کلیدی، موضوعات اصلی و فرعی بپردازد و در قالب جدول ارائه دهد و با فن تحلیل محتوای کیفی مضامین و مفاهیم، نقاط تمرکز و جهت گیری هر کدام از عبارات و آیات را بر این اساس استخراج نماید و در ادامه با روش استنتاجی و با استخراج نکات اخلاقی و کاربردی به بحث و طراحی نظری یک نظام آموزشی و تربیتی اخلاقی بپردازد.

 

فصل چهارم

 

یافته های تحقیق

 

۱٫۴ .مقدمه

 

اخلاق که با چگونگى رفتار و حالتهاى اختیارى انسان سروکار دارد، همواره جاذبه ویژه‏اى براى او داشته است و آدمى به دیده احترام در آن نگریسته است.

 

نهاد اخلاقى زندگى انسان، اساس و پایه تشکیل اجتماع و ظهور تمدنهاى بشرى است. حرمت اخلاق چنان است که حتى کسانى هم که خود به زیور اخلاق آراسته نیستند، آراستگان به فضایل اخلاقى را با دیده عزت مى‏نگرند و شان آن ها را والا مى‏دانند.

 

جذبه و دلربایى اخلاق، اگر از چشم‏انداز قرآنى به آن نگریسته شود، دوچندان خواهد شد. زیرا قرآن آخرین کلام الهى با بشر است و به اقتضاى این ویژگى، کامل‏ترین سخن را در باره اخلاق بیان ‌کرده‌است. فضایل اخلاقى از نگاه قرآن، صرفا وسیله‏اى براى سامان‏دهى به رفتار این جهانى آدمى، به غرض نظم و انتظام دادن به زندگى او نیست، بلکه از آن مهم‏تر، چونان مصالح ساختمانى براى پى‏ریزى بناى حیات ابدى او به حساب مى‏آید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:51:00 ب.ظ ]




 

مازلو، معتقد است که”کار”روی تئوری‌های انگیزشی اثر مهمی دارد. تئوری رضایت شغلی مازلو معتقد است که انسان‌ها برانگیخته می‌شوند و رفتارهای آن ها توسط نیازهای راضی نشده‌اندازه گیری می شود و نیازهای انسان از پائین ترین سطح ( نیازهای کمبود ) در سلسله مراتب نیازها، به نیازهای سطح بالا ( نیازهای رشد ) می‌رسد. هرزبرگ، تئوری مازلو را تأیید کرد. تئوری دو عامله او بین انگیزش و فاکتورهای زنده که بر رضایت شغلی مؤثر است، فرق می‌گذارد. فاکتورهای زنده در مدل هرزبرگ سطح اول نیازهای مازلو و فاکتورهای انگیزشی به طور مستقیم برابر با بالاترین سطح نیاز مازلو می‌باشد

 

تئوری جذابیت انتظار

 

این تئوری توسط “ویکتور وروم” ابداع گردیده است. تئوری جذابیت- انتظار بیان می‌دارد که قبل از این که رفتاری انتخاب شود فرد، شقوق مورد نظر را ‌بر اساس کار مورد نظر و پاداش مورد ارزیابی قرار می‌دهد. بر پایه این تئوری، سه عامل بر رفتار تاثیر می‌گذارد: ارزش پاداش‌ها با عملکرد مورد نظر و تلاش مورد نیاز برای عملکرد، متغیرهای تئوری جذابیت انتظار عبارتند از:

 

ارتباط تلاش و عملکرد: آیا تلاش منجر به عملکرد خواهد شد ؟ چه مقدار تلاش برای عملکرد مورد نیاز است و احتمال موفقیت چقدر است ؟

 

ارتباط عملکرد- پاداش: چقدر احتمال وجود دارد که عملکرد خاص، پاداش یا نتایج مطلوب ایجاد نماید؟

 

جذابیت‌ها: جذابیت پاداش چقدر است ؟ این متغیر با میزان اهمیت پاداش برای فرد و میزانی که نیازهای ارضاء نشده فرد را برآورده کند ارتباط دارد.

 

تئوری برابری

 

ریشه‌های تئوری برابری را در “تئوری تفاوت ادراکی” و “تئوری مبادله” می شود دریافت. ‌بر اساس این تئوری، شخص نتایج حاصل از خود را آنچه در این صرف کرده، با دیگران مقایسه کرده و ‌بر اساس قضاوت خود احساس برابری یا نابرابری می‌کند. ‌بنابرین‏ فرد در مقایسه با دیگران می کوشد به هر طریقی به برابری برسد و تلاش جهت رسیدن به برابری وجود “انگیزش کار” است

 

‌بر اساس این نظریه افراد طبیعتاً، خواستار برابری هستند زمانی که احساس نابرابری مثبت می‌کنند، می کوشند تا از طریقی به برابر برسند. البته کسانی که احساس نابرابری منفی می‌کنند، مثلاً تصور می‌کنند که نسبت به دیگران زیادتر کار کرده‌اند ولی به آن ها کمتر پرداخت شده است. می کوشند تا از طریق، کاهش کیفیت تولید یا کم کاری به برابری مورد نظر خود دست یابند. نظریه برابری مسئله انگیزش را جدا از مسئله نیازها مطرح می‌سازد. و می کوشد تا بینشی تازه از فرایند انگیزش به دست دهد ( الوانی، ۱۳۸۵).

 

تئوری ای- آر جی[۲۲]

 

یکی از استادان دانشگاه “یل” روی نظریه مازلو مطالعه کرد، نام این استاد “کلینتن آدرفر” بود. او نیازهای اصلی را به سه دسته تقسیم کرد. نیاز هستی یا وجود، نیاز داشتن ارتباط، نیاز رشد. او بر خلاف مازلو معتقد بود امکان دارد که افراد به صوت همزمان در پی تامین هر سه نیاز براید در این نظریه آمده که اگر نیازهای رده بالاتر افراد ارضاء نشود. میل و رغبت بیشتری پیدا می‌کند تا نیازهای رده پائین‌تر را ارضاء نماید (نبوی، ۱۳۸۳).

 

نظریه مک کله لند[۲۳]

 

این دانشمند با شناسایی سه گونه از نیازهای اساسی انگیزاننده آن ها را به شرح ذیل بیان می‌کند.

 

    • نیاز به توفیق یا موفقیت: افرادی که شدیداًً در صدد کسب موفقیت هستند، موقعیت‌هایی را که جای ریسک‌های نه چندان بزرگ است. ترجیح می‌دهند تا بتوانند سهم تلاش خود را از آن مشاهده کنند. این گونه افراد هم چنین علاقه دارند ‌در مورد عملکردشان بازخوردی سریع و ملموس به دست آوردند. آن ها از طریق نیاز به انجام کارهای مبارزه جویانه برانگیخته می‌شوند

 

    • نیاز به کسب قدرت: یعنی کسب توانایی جهت اعمال نفوذ بر دیگران و کنترل آن ها می‌باشد. این نیاز سبب می شود که افراد مسئولیت‌های دیگران را بر عهده گرفته و به آن ها اعمال نفوذ نمایند آن ها در شرایطی رقابتی به انجام کار می پردازند. و همواره در پی کسب شهرت، اعتبار و تشخیص هستند و بیش از آن که به عملکرد مؤثر خود توجه کنند، به اعمال نفوذ بر دیگران علاقه مند هستند. در مقایسه با نظریه مازلو، معتقد است که نیاز به قدرت در جرگه نیاز به احترام و خودشکوفایی قرار دارد ( سید جوادین، ۱۳۸۳).

 

  • نیاز به وابستگی یا تعلق: یعنی افراد نیاز به همجواری با همنوع نیز دارند. در این باره تحقیقات زیادی انجام نگرفته ولی محققان، تفاوت‌های متعددی را بین کسانی که دارای نیاز به تعلق هستند و کسانی که فاقد این نیاز می‌باشند، تشخیص داده‌اند. کسانی که دارای نیاز به تعلق هستند، خواهان گرفتن قوت قلب و حمایت دیگران بوده و به طور معمول به احساسات دیگران توجه می‌کنند. آن ها ‌بر اساس خواسته‌های دیگران به خصوص، اگر خواسته از طرف کسانی باشد که مورد احترام آن ها قرار دارند دست به عمل می‌زنند (گریفین[۲۴]، ۱۳۸۳).

تحقیقات پیشین

 

تحقیقات انجام شده در خارج از کشور

 

چی کین ( ۱۹۹۳) به وجود رابطه معنادار میان روحیه دبیران و سبک‌های مدیران و اثربخشی مدرسه با بهره گرفتن از (ابزار مات) و رویکرد ترکیبی هوی و میکسل پی برده است.

 

سینگ ( ۲۰۰۴) نیز در پژوهشی که انجام داد ‌به این نتیجه رسید که برای دستیابی به تعهد کارکنان در امور محوله و خشنودی و رضایت شغلی و افزایش بهره‌وری، مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری امری ضروری است.

 

بروکس ( ۲۰۰۶)، نیز وجود رابطه بین مشارکت در تصمیم‌گیری و مهارت‌های ارتباطی پرستاران را نشان داد بدین معنا که پرستارانی که در ‌تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داشتند در برخورد با بیماران رفتار بهتری را نشان می‌دادند. در پژوهش دیگری دامیر ( ۲۰۰۷)، در بررسی‌های خود بروی فارغ التحصیلان نیروی هوایی متوجه شد که افرادی که در تصمیم‌گیری‌ها شرکت می‌کنند در مقایسه با سایرین از سلامت روانی بالاتری برخوردارند و نمره آزمون‌های شخصیت این افراد بالاتر از دیگران است.

گنریچ (۲۰۰۱)، با بهره گرفتن از مدل وروم ویتون در پژوهش خود ‌به این نتیجه رسید مدیرانی که در تصمیم‌گیری‌های خود از سبک مشارکتی استفاده می‌کنند در به دست آودرن مهارت‌های مورد نیاز برای اداره سازمان و محول کردن مسئولیت‌ها به کارمندان خود موفق‌تر بودند.

 

تحقیق آنگلولد (۱۹۸۹) در زمینه‌ی تبیین موفقیت شغلی مدیران مدارس متوسطه مشخص شد که شیوه تصمیم‌گیری مشارکتی در مدارس فوق با موفقیت شغلی بیشتری در ارتباط است. در این تحقیق ۸۳ مدیر به عنوان نمونه‌ جمع‌ آوری اطلاعات انتخاب شدند و در نهایت مشخص گردید که میزان موفقیت شغلی مردان از زنان بالاتر است و همچنین شیوه های تصمیم‌گیری مشارکتی مدیران با موفقیت شغلی بیشتری همراه است

 

تحقیقات انجام شده در داخل کشور

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:20:00 ب.ظ ]




 

برخى از حقوق‏دانان در ذیل ماده ۱۲۱ ق.م. که مقرر مى‏دارد:

 

«هرگاه کسى به اذن صاحب دیوار بر روى دیوار سرتیرى گذارده باشد و بعد آن را بردارد، نمى‏تواند مجدداً بگذارد، مگر به اذن جدید از صاحب دیوار و هم‏چنین است سایر تصرفات» ( ماده ۱۲۱ قانون مدنی)

 

چنین اظهار نظر کرده­است که علت حکم قانون‏گذار، انصراف مأذون است. مأذون با برداشتن سرتیر از روى دیوار از حق خود صرف نظر کرده و حق خویش را ابرا مى‏نماید. (جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ۱۳۶۸، ص۳۱۴)

 

به نظر مى‏رسد با گذاردن سرتیر براى بار اول مورد اذن تحقق یافته و گذاردن مجدد آن امر دیگرى است که به آن اذن داده نشده­است. مانند این‏که، مالک باغى به دیگرى بگوید: «هرکدام از انارهاى باغ مرا مى‏خواهى، مى‏توانى بخورى». مأذون باخوردن یکى از انارهاى باغ، حق ندارد انار دیگرى بخورد؛ زیرا با خوردن یکى از آن ها مورد اذن واقع شده و سپس معدوم گشته ­است و دیگر اذنى پابرجا نیست. (همان منبع، ص۳۱۷)

 

«و لو اعار للغرس ثم ماتت الشجره او انقلعت لم یکن له غرس اخری غیرها الا باذن جدید و کذا فی البناء لو اذن فیه فبنی ثم انهدم، …» (مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، ۱۴۰۳ه.ق، ج۱۰، ص۳۸۵) اگر (بذر یا نهال زمینی) درختی را برای کاشن عاریه کند پس درخت از بین رفته یا بعد از سبز شدن ریشه‌کن شود نمی‌تواند جای آن درخت دیگری بکارد مگر اجازه جدیدی بگیرد ‌در مورد ساختمان نیز همین‌گونه است که اگر در زمینی که عاریه شده بنایی نمود بعد بنا تخریب شد برای بنای جدید اذن لازم است.

 

استدلال به استصحاب اذن براى اثبات این‏که مأذون مى‏تواند بار دیگر به وضع سرتیر اقدام کند، به نظر صحیح نمى‏رسد؛ زیرا همان­گونه که گذشت، اذنى که از مالک صادر گردیده­بود، اذنى مشخص و معین بود که با گذاردن سرتیر براى بار اول یقیناً مورد آن محقق گردیده و اذن از بین رفته‏است. در حقیقت، ارکان استصحاب در این‏جا ناتمام است. زیرا اساس استصحاب، شک در بقاى متیقن مى‏باشد و حال آن‏که در انتفاى اذن متیقن، شکى نیست.

 

البته فرض مسئله در جایى است که قرینه‏اى بر وجود اذن سابق یا عام بودن اذن موجود نباشد؛ در آن صورت طبق قرینه عمل مى‏شود.

 

ناگفته نماند که با توجه به ذیل ماده که مى‏گوید: «و هم‏چنین است سایر تصرفات» (ماده ۱۲۱ قانون مدنی) مى‏توان حکم مذکور را به موارد مشابه نیز تسرّى داد. چنان که اگر مالک زمین به کسى اذن دهد که در زمین او درختى بکارد، یا زراعت کند، یا ساختمانى بسازد، در صورت کندن درخت یا زرع و یا خراب کردن ساختمان، مأذون نمى‏تواند بدون اذن مجدد، به کشت دوباره درخت یا زرع و یا ساختن مجدد بنا اقدام کند.

 

‌بنابرین‏ دو نظریه وجود دارد: بعضى اذن اول را خاتمه یافته تلقى مى‏کنند و تصرف دوباره را بر اذن مجدد متوقف مى‏کنند؛ برخى دیگر همان اذن سابق را باقى و کافى مى‏دانند. (فصیحی­زاده، علیرضا، ۱۳۸۰، ص۳۳)

 

قانون مدنى از نظریه اول که با اصول وقواعد حقوقى، از جمله اصل «ممنوع بودن تصرّف در مال غیر بدون اذن او»، سازگارتر مى‏باشد، پیروى نموده ­است. (ماده ۱۲۱ قانون مدنی)

 

ب – قابل رجوع بودن اذن

 

صاحب عناوین در این باره می­نویسد:

 

«و الحق انّ الاصل فی کل عقد و ایقاع عدم جواز رفع آثاره و فسخه الا به دلیل…» (مراغی حسینی، عبدالفتاح، ۱۴۱۷ه.ق، ج ۲، ص۳۶) حق آن است که در تمام عقدها و ایقاع‌ها تنها به وسیله دلیل می‌توان آثار را رفع کرده و یا فسخ کرد.

 

در حقوق ما، اعمال حقوقى به دو گروه لازم و جایز تقسیم مى‏شود. عقد یا ایقاع لازم را، جز در موارد خاص و پیش­بینى شده در قانون، نمى‏توان برهم زد. جایز بودن قرارداد خلاف اصل مى‏باشد، زیرا اصل بر لزوم قراردادهاست. شیوع ایقاع‏هاى لازم به اندازه‏اى است که در ابتدا تصور مى‏شود، اذن نیز در زمره آن ها‌ است؛ ولى باتحلیل ایقاع‏هاى الزام‏آور ‌به این نتیجه مى‏رسیم که در حقوق ما زمانى ایقاع الزام‏آور مى‏باشد که هدف از آن ایجاد التزام، اسقاط حق یا انحلال عمل حقوقى باشد.

 

هنگامى که شخصى با متعهد کردن خود در برابر دیگرى، حقى به سود او ایجاد مى‏کند، دیگر نمى‏تواند آن حق را از بین ببرد. زیرا به جز در مواردى که قانون تصریح کند، هیچ کس بر دیگرى ولایت ندارد. هم‏چنین موردى که ایقاع به قصد انحلال عمل حقوقى انشا مى‏گردد، قابل رجوع بودن آن بدین معنا است که عمل حقوقى دوباره واقع گردد و آن هم از اختیار فسخ کننده خارج است. چون انجام دادن دوباره آن عمل حقوقى، امر دیگرى است که قبلاً واقع نشده­است، ازاین‏رو فسخ، ایقاعى است که قابل رجوع نمى‏باشد. رد معامله فضولى نیز چنین است: مالک با رد معامله فضولى، آن را ابطال مى‏کند. در نتیجه، اجازه بعدى نمى‏تواند مؤثر افتد. به همین جهت ماده ۲۵۰ق.م. مقرر مى‏دارد: «اجازه در صورتى مؤثر است که مسبوق به رد نباشد و الاّ اثرى ندارد».

 

هم‏چنین اسقاط حق ایقاعى غیر قابل رجوع است و انشا کننده نمى‏تواند آن را بر هم‏زند. در ابرا ، بدهکار، طلب‏کار، به اختیار از حق خویش صرف نظر مى‏کند و در اثر آن مدیون، برى‏ء الذّمه مى‏گردد. در نتیجه، رجوع طلب‏کار نمى‏تواند در گذشته تأثیر بگذارد. اسقاط خیار و اسقاط مرور زمان نیز از ایقاع‏هاى لازم مى‏باشد.

 

در میان ایقاع‏ها به مواردى برمى‏خوریم که هدف از ایقاع ایجاد تعهّد، اسقاط حق یا انحلال عمل حقوقى نیست، بلکه اثر ایقاع تنها اباحه مى‏باشد و انشا کننده نمى‏خواهد خود را به ایقاع پاى‏بند گرداند، یا تعهّدى بر دوش گیرد، و نیز قصد ندارد حقى به دارایى دیگرى بیفزاید، تنها مى‏خواهد اختیار و توان مأذون را فزونى بخشد. بدیهى است، در این‏گونه ایقاع‏ها انشا کننده ایقاع هرگاه بخواهد مى‏تواند از ایقاع خود رجوع کند. (فصیحی­زاده، همان، ص۳۴) اذن مصداق بارز این نوع ایقاع است. (شهیدی، مهدی، ۱۳۸۰، ج ۱، ص ۳۳)

 

قانون مدنى در مواد گوناگونى به ویژگى جایز و قابل رجوع بودن اذن تصریح مى‏کند. ماده ۱۰۸ ق.م. به عنوان قاعده‏اى کلى ‌در مورد اذن مقرر مى‏دارد:

 

«در تمام مواردى که انتفاع کسى از ملک دیگرى به موجب اذن محض باشد، مالک مى‏تواند هر وقت بخواهد از اذن خود رجوع کند، مگر این‏که مانع قانونى موجود باشد.»

 

هم‏چنین، قانون مدنى در موارد خاصى، مانند اذن شرکا به یکدیگر و اذن در ارتفاق، بر قابل رجوع بودن اذن آشکارا صحه گذارده­است. ماده ۵۷۸ قانون مدنی اعلام می­ کند:

 

«شرکا همه وقت می ­توانند از اذن خود رجوع کنند مگر این که این اذن در ضمن عقد لازم داده شده باشد که در این صورت مادام که شرکت باقی است حق رجوع ندارند»

 

ج – حق یا حکم بودن اذن

 

در حقوق اسلامى، بحث گسترده‏اى در زمینه حق و حکم مطرح گردیده­است. (اصفهانی کمپانی، محمد حسین، بی­تا، ص۳۸) قلمرو این موضوع به حقوق خصوصى محدود نشده، حقوق عمومى را نیز شامل مى‏شود.

 

در این‏جا بحث بر سلطه و اختیار انسان است و این‏که آیا تا کجا براى انسان در زندگى حقوقى اختیار و سلطه وجود دارد و این اختیار در کجا به پایان رسیده، جاى خود را به الزام مى‏دهد. به بیان دیگر، موضوع مورد بحث آن است که آیا اذن از احکام امرى و مربوط به نظم عمومى است و یا آن‏که حق است و با تراضى مى‏توان مفاد آن را تغییر داد، یا اختیار دادن اذن را ساقط یا به دیگرى سپرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:48:00 ق.ظ ]




۲ ـ تسلیم کالا.

 

۳ ـ تسلیم اسناد مربوط به کالا.

 

۴ ـ مطابقت کالا.

 

۵ ـ مصونیت کالا از ادعای ثالث.

 

قانون مدنی ایران در ماده ۳۶۲ که درصدد بیان آثار بیع است، از میان تعهدات بایع که در کنوانسیون بدان اشاره شده است تنها در بند ۳، «تسلیم مبیع» را بیان می‌کند.

 

بند اول: انتقال مالکیت کالا

 

یکی از تعهداتی که کنوانسیون در ماده ۳۰ بر عهده بایع قرار می‌دهد‍، انتقال مالکیت کالا است. علت وضع چنین مقرره‌ای در زمره تکالیف بایع آن است که با مسئله انتقال مالکیت کالا به خریدار در نظام‌های مختلف حقوقی بر‌خورد‌های متفاوتی شده است. در برخی نظام‌های حقوقی انعقاد قرار‌داد موجب انتقال مالکیت می‌شود و در بعضی دیگر، صرف انعقاد قرار‌داد برای انتقال مالکیت کافی نیست؛ به عنوان مثال در حقوق ایالات متحده مالکیت، زمانی منتقل می‌شود که قرار‌داد، تاریخ آن را معین کند و در غیر این صورت، زمانی که بایع کالا را تحویل مشتری نماید.[۲۳۵] در نظام کامن لا مالکیت در عین معین با انعقاد قرار‌داد و در کلی فی‌الذمه در زمان تعیین مصداق انتقال می‌یابد. در حقوق ایران مطابق نظر مشهور، انتقال مالکیت مبیع در لحظه انعقاد قرارداد صورت می‌گیرد خواه مبیع معین‌، کلی فی الذمه یا کلی در معین باشد. اصلی که به طور جامع پذیرفته شده، این است که مالکیت به موجب قوانین محل وقو‌ع کالا منتقل می‌گردد (Lex situs).[236]

 

بند دوم: تسلیم کالا

 

یکی از تعهداتی که در عقد بیع، فروشنده مکلف به انجام آن است، تسلیم مبیع به مشتری است. در واقع مادامی که مبیع به خریدار تحویل نگردیده نمی‌توان بیع را تمام‌ شده تلقی کرد. چرا که علاوه بر آثاری که بر عنصر«تسلیم» در عقد بیع مترتب می‌گردد، چه بسا تحولاتی که قبل از آن روی دهد و سر‌نوشت بیع را دگرگون نماید. به همین منظور تسلیم کالا به مشتری از جمله تعهدات بایع است.[۲۳۷]

 

لیکن با این که تسلیم کالا، اساسی ترین تعهد فروشنده می‌باشد، کنوانسیون تعریفی از آن نداده است. برخی از مفسران آن را چنین تعریف نموده اند که، تسلیم عبارت از هر نوع اقدامی است که به خریدار اجازه دهد کالا را تحت تصرف و سلطه خود درآورد ولی از ماده ۳۱ کنوانسیون[۲۳۸] بر می‌آید که تسلیم عبارت از دادن مبیع به تصرف مشتری یا گذاشتن مبیع در اختیار اوست.

 

بند سوم: محل تسلیم

 

در خصوص تسلیم کالا کنوانسیون[۲۳۹] بیان می‌دارد: «در صورتی که بایع مکلف به تسلیم کالا در محل معین دیگری نباشد، تعهد او به تسلیم، ‌به شرح ذیل است:

 

الف) چنانچه قرارداد بیع متضمن حمل کالا باشد، تعهد به تسلیم عبارت است از تحویل کالا به اولین مؤسسه حمل و نقل جهت ارسال به مشتری،

 

ب) در مواردی که مشمول قسمت (الف) نباشد، چنانچه قرارداد راجع به کالای معین با کالای کلی از انبار معین با کالای کلی که باید ساخته یا تولید شود، بوده و طرفین نیز در زمان انعقاد قرارداد اطلاع ‌داشته‌اند که کالا در محل معینی قرار دارد یا باید در محل معینی تولید یا ساخته شود، تعهد به تسلیم عبارت است از قرار دادن کالا در اختیار مشتری در همان محل معین،

 

ج) در سایر موارد، تعهد به تسلیم عبارت است از اینکه بایع کالا را در محلی که در زمان انعقاد قرارداد محل تجارت او بوده، در اختیار مشتری قرار دهد».

 

بند چهارم: زمان تسلیم

 

در خصوص زمان تسلیم، کنوانسیون در ماده ۳۳ بیان می‌دارد: «بایع مکلف است در مواعد زیر کالا را تسلیم نماید:

 

الف) چنانچه در قرارداد تاریخی تعیین شده، یا ‌بر اساس آن تاریخی قابل تعیین باشد، در همان تاریخ،

 

ب) چنانچه در قرارداد، مدتی معین شده یا ‌بر اساس آن مدتی قابل تعیین باشد، ظرف مدت مذبور مگر اینکه اوضاع و احوال حاکی از این باشد که تعیین تاریخ مشخص در خلال مدت مذبور با مشتری است

 

یا ج) در سایر موارد، ظرف مدت معقولی پس از انعقاد قرارداد».

 

بند پنجم: تسلیم اسناد مربوط به کالا

 

یکی دیگر از تعهداتی که کنوانسیون مطابق ماده ۳۰، انجام آن را بر عهده بایع نهاده است، تسلیم هر گونه مدرک مربوط به کالا می‌باشد و ماده ۳۴ کنوانسیون که ناظر ‌به این تعهد فروشنده می‌باشد مقرر می‌دارد: «چنانچه بایع مکلف به تحویل مدارک مربوط به کالا باشد، باید آن ها را در زمان و مکان و نیز به شکلی که در قرارداد مقرر شده است تحویل نماید».

 

بند ششم: مطابقت کالا

 

یکی دیگر از تعهداتی که کنوانسیون طی ماده ۳۵ بر عهده بایع قرار می‌دهد، مطابقت کالا با قرارداد است. این ماده بعد از این‌که صراحتاً بایع را مکلف به تسلیم کالا مطابق اوصاف مقرر در قرارداد می‌کند، در ادامه به رغم قرارداد مواردی را که کالا منطبق و تعهد بایع را انجام شده تلقی می‌گردد، بیان می‌دارد. ما این بحث را تحت دو عنوان «مطابقت قراردادی» و«مطابقت حکمی» مورد بررسی قرار خواهیم داد:

 

الف: مطابقت قراردادی

 

بند یک ماده ۳۵ کنوانسیون مقرر می‌دارد: «بایع باید کالایی را تسلیم نماید که دارای مقدار، کیفیت (جنس) و وصف مقرر در قرارداد باشد و نیز به همان ترتیبی که در قرارداد مقرر شده است بسته‌بندی یا ظرف بندی گردیده باشد».

 

ب: مطابقت حکمی

 

این قسمت از ماده قبل از بیان مواردی که مطابق کنوانسیون کالا منطبق تلقی می‌گردد موردی را بیان می‌دارد که طی آن کالا مطابق با قرارداد تحویل نشده است ولی طرفین با تراضی یکدیگر آن را منطبق تلقی می‌کنند. ‌بنابرین‏ ابتدا ‌به این مسئله میپردازیم. ابتدای بند دوم ماده ۳۵ کنوانسیون مقرر می‌دارد: «جز در مواردی که طرفین به نحو دیگری توافق کرده باشند کالا منطبق با قرارداد محسوب نمی‌شود». ماده ۳۵ در ادامه مواردی را بیان می‌کند که کالا منطبق با قرارداد نیست و توافقی هم در این خصوص صورت نگرفته است اما قانون بنا به جهاتی کالا را منطبق با قرارداد محسوب می‌کند. این موارد را ما زیر عنوان «مطابقت حکمی» کالا با قرارداد (در حکم مطابقت با قرارداد) نام‌گذاری نموده ایم.

 

بند الف ماده ۳۵ مقرر می‌دارد: کالا «متناسب با مقاصدی باشد که عرفاً کالاهایی با همان اوصاف برای مقاصد مذبور مورد استفاده قرار می‌گیرند» و در بند ب کالا «متناسب با هر نوع مقصود خاصی باشد که به نحو صریح یا ضمنی در زمان قرارداد به آگاهی بایع رسیده است، مگر اینکه اوضاع و احوال حاکی از این باشد که مشتری به مهارت و تشخیص بایع اعتماد نکرده یا اعتماد او به مهارت و تشخیص بایع، غیرمعقول بوده است» بند‌های ”الف“ و ”ب“ این ماده فرضی را بیان می‌کند که کالا منطبق با شرایط مقرر در قرارداد نیست بلکه مطابق با مقاصدی است که عرفاً خریداران برای آن مقاصد آن کالا را خریداری می‌نمایند و یا منطبق با مقصود خاص مشتری باشد که به هر نحوی بایع از آن اطلاع حاصل نموده است، در این صورت مشتری حق ندارد تعهد را انجام نشده تلقی و از قبول کالا استنکاف ورزد. بند ”ج“ ماده ۳۵ موردی را بیان می ‌دارد که کالا «واجد اوصاف کالایی باشد که بایع به عنوان مسطوره یا نمونه به مشتری ارائه نموده است».

 

بند هفتم: مصونیت کالا از ادعای ثالث

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 02:56:00 ب.ظ ]




 

۱- خستگی عاطفی : افرادی که از نظر عاطفی دچار فرسودگی هستند اغلب کمال طلب و به طور افراطی درگیر کار و شغلشان هستند و از طرفی گاهی اهداف غیر واقعی را برای خود مجسم می‌کنند . به زبان ساده تر این افراد احساس درک تلاشهایشان از طرف فرا دستانشان را ندارند .

 

۲- عملکرد شخصی : یعنی فرد شاغل احساس می‌کند فعالیت سودمندی انجام نمی دهد و نمی تواند تمام یا قسمت زیادی از توان و استعداد و انرژی جسمی و روانی خود را برای انجام کار استفاده کند .

 

۳- مسخ شخصیت : نشان از رفتارهای متفاوت با رفتارهای قبلی و دور از شخصیت واقعی که در گذشته مشاهده شده می‌باشد .به عبارتی سازمان فرد را در راستای رفتاری سوق می‌دهد که مطابق با نظام ارزشی فرد نیست و فرد و نزدیکان وی پس از مدتی احساس می‌کنند که دچار رفتارهای متفاوت با گذشته و ارزش‌های خود شده اند و عمدتآ بار منفی دارد .

 

۴- درگیری : درگیر شدن بیش از حد در کار و انتظارات غیر واقعی ‌در مورد آنچه می‌تواند انجام شود .

 

نمره گذاری پرسشنامه مسلش :

 

برای نمره گذاری مقیاس در هر سئوال دو نمره برای فرد در نظر گرفته می شود.(نمره فراوانی وشدت)

 

اگر آزمودنی در خانه هرگز علامت زده باشد هم در فراوانی و هم در شدت نمره صفر می‌گیرد . در غیر این صورت با توجه به علامتی که در قسمت فراوانی و شدت گذاشته است در فراوانی نمره یک تا شش (از سالی چند بار تا هر روز ) و در شدت نمره یک تا هفت ( ازخیلی کم تا خیلی زیاد )کسب می‌کند .وقتی نمرات افراد در هر سئوال مشخص باشد با جمع کردن نمرات می توان خرده آزمون‌های چهار گانه را محاسبه کرد . در واقع با جمع نمرات ۹ سئوال خستگی عاطفی در دو مقیاس فراوانی و شدت می‌توان دو نمره برای این خرده آزمون به دست آورد .به همین ترتیب برای سه خرده آزمون دیگر عمل می‌شود و در نهایت هشت نمره (چهار نمره فراوانی وچهار نمره شدت) برای هر فرد به دست می‌آید . لازم به ذکر است که نمرات این چهار مقیاس قابل جمع نیستند چون که در برخی مقیاس‌ها بالا بودن نمرات نمایانگر فرسودگی شغلی است (مثل خستگی هیجانی) و در برخی مقیاس‌ها پایین بودن نمرات بیانگر فرسودگی شغلی است (مثل عملکرد شخصی) .

 

ج) پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف :این پرسشنامه توسط ریف[۱۱۶] (Reef) در سال ۱۹۸۰طراحی شد .فرم اصلی دارای ۱۲۰سئوال بوده که در بررسی‌های بعدی فرمهای کوتاهتر ۸۴-۵۴-۱۸سئوالی آن نیز طراحی شده است.

 

مقیاس بهزیستی روانشناختی دارای شش خرده مقیاس پذیرش خود،رابطه مثبت با دیگران ،خود مختاری ،زندگی هدفمند ،رشدشخصی و تسلط بر محیط است. در فرم۸۴ سئوالی هر عامل دارای ۱۴ سئوال است وضریب پایایی این ابزار به وسیله ریف و کیس[۱۱۷] بین ۸۳/ تا ۹۱/ گزارش شده است و پایایی این مقیاس به روش باز ‌آزمایی ۸۵/ به دست آمده است .(ریف و کیس، ۱۹۹۵).

 

نمرات مؤلفه های این پرسشنامه ‌به این صورت به دست می‌آید که :

 

۱- پذیرش خود : دیدگاه مثبت نسبت به خود،نمره حاصل از سئوالات ۱۴-۱ میزان پذیرش خود را تعیین می‌کند .

 

۲- تسلط بر محیط: توانایی ایجاد بافت‌های منطبق با وضعیت روان شناختی خود ، نمره حاصل از سئوالات ۲۸-۱۵ میزان تسلط بر محیط را تعیین می‌کند .

 

۳- روابط مثبت با دیگران : روابط گرم و قابل اعتماد با دیگران ، نمره حاصل از سئوالات ۴۲-۲۹ میزان روابط مثبت با دیگران را تعیین می‌کند .

 

۴- هدف در زندگی : هدفمندی و احساس جهت داشتن در زندگی، نمره حاصل از سئوالات ۵۶-۴۳ میزان هدفمندی در زندگی را تعیین می‌کند .

 

۵- رشد فردی : رشد پیوسته توانایی‌های فردی، نمره حاصل از سئوالات ۷۰-۵۷ میزان رشد فردی را تععین می‌کند .

 

۶- خود مختاری : استقلال داشتن در تصمیم گیری‌های زندگی، نمره حاصل از سئوالات ۸۴-۷۰ میزان خود مختاری را تعیین می‌کند .

 

 

 

جدول ۳-۲) میزان آلفای کرونباخ پرسشنامه‌ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آلفاتعداد سئوالپرسشنامه۶۳/۰ ۲۵ پرسشنامه نگرش مذهبی ۸۵/۰-۶۳/۰ ۲۵ پرسشنامه فرسودگی ۸۵/۰ ۸۴ پرسشنامه بهزیستی روانشناختی

ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده از پرسشنامه های به دست آمده بالا بوده و نشان دهنده پایایی عالی پرسشنامه‌ها است و می‌توان گفت محقق از نتیجه پرسشنامه برای اجرای نهایی اطمینان دارد.

 

این پرسشنامه‌ها پس از چاپ و تکثیر بین ۱۰۳ نفراز دبیران مرد دبیرستان‌های شهرکرد توزیع ‌گردید و پس از جمع‌ آوری مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفت. با ارزیابی پرسشنامه ها۹۵ پرسشنامه اجرایی قابلیت داشت و ۸ پرسشنامه بعلت عدم همکاری مناسب آزمودنی ها و همچنین مخدوش بودن از آماری کلی حذف گردید. پس از استخراج داده های حاصل از پرسشنامه‌ها و با بهره گرفتن از فرمول آلفای کرونباخ، ضریب ثبات درونی پرسشنامه‌ها محاسبه گردید.

 

فصل چهارم

 

تجزیه وتحلیل اطلاعات

 

۴-۱- تجزیه و تحلیل اطلاعات:

 

در این فصل ابتدا به توصیف ویژگی‌های فردی آزمودنی‌ها مثل: سن، جنس، میزان تحصیلات با بهره گرفتن از روش های آماری توصیفی پرداخته می شود و سپس در بخش آمار استنباطی با آزمون رگرسیون و آزمون T تک نمونه ای به بررسی فرضیه‌ها پرداخته می شود. در این بخش فرضیه های پژوهش به لحاظ آماری مورد تحلیل قرار می گیرند.

 

تجزیه و تحلیل به طور کلی عبارت از روشی است که از طریق آن کل فرایند پژوهشی ‌تا رسیدن به یک نتیجه قابل قبول هدایت می شود. روش‌های مختلف تجزیه و تحلیل را می توان به دو طبقه تقسیم کرد:

 

۱-تجزیه و تحلیل توصیفی: توصیف آماری ساده ترین مرحله پردازش است. با جدول که مناسب‌ترین روش نظم دادن به اطلاعات است داده ها به صورت فراوانی و درصد فراوانی ارائه شد. برای نمایش بهتر توزیع فراوانی‌ها نیز از نمودار استفاده می شود.

 

۲-آمار استنباطی: نتیجه گیری مطلوب حاصل تجزیه و تحلیل دقیق اطلاعات است که بر مبنای سوالات اصلی تحقیق گرد آوری شده است. برای تجزیه و تحلیل آماری تحقیق از آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون استفاده شد.

 

۴-۲- بخش اول آمار توصیفی

 

تجزیه و تحلیل داده ها یکی از مراحل مهم در هر فرایند پژوهشی و تحقیقاتی می‌باشد و نتایج یافته ها به آن بستگی دارد. برای تجزیه و تحلیل، داده های خام پرسشنامه های نمونه آماری با بهره گرفتن از تکنیک آماری مناسب تحلیل شد .

 

۴-۳- توصیف وضعیت جمعیت شناختی (دموگرافیک نمونه)

 

جدول۴-۱ ) :توصیف وضعیت جمعیت شناختی از نظرسن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سن فراوانی درصد درصد تجمعی ۳۶-۴۵ ۵۶ ۹/۵۸ ۹/۵۸ +۴۶ سال ۳۹ ۱/۴۱ ۱۰۰ کل ۹۵ ۱۰۰

جدول فوق به بررسی ویژگی فردی آزمودنی‌ها از نظر سن آزمودنی‌ها می‌پردازد با توجه به جدول بیشترین درصد آزمودنی‌ها در گروه سنی ۴۵-۳۶ سال با (۹/۵۸) درصد و افراد کمتری در گروه سنی بالای ۴۶سال هستند. این وضعیت در نمودار زیر بهتر نمایان است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1401-09-17] [ 08:16:00 ق.ظ ]




 

مطابق ماده یک آئین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجراء و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرایی درخواست اجراء مفاد اسناد رسمی، از مراجع ذیل به عمل می‌آید:

 

ماده ۱ – درخواست اجراء مفاد اسناد رسمی از مراجع ذیل به عمل می‌آید:

 

الف ) ‌در مورد اسناد رسمی لازم الاجراء نسبت به دیون و اموال منقول و املاک ثبت شده و نیز املاک مورد وثیقه و اجاره اعم از اینکه ملک مورد وثیقه و اجاره ثبت شده یا نشده باشد از «دفترخانه‌ای که سند را ثبت ‌کرده‌است» ‌در مورد سایر اسناد راجع به املاکی که ثبت در دفتر املاک نشده است برای اجرای مفاد سند ذینفع باید به دادگاه صالحه مراجعه کند.

 

ب) ‌در مورد وجه یا مال موضوع قبوض اقساطی از ثبت محل، و در این مورد باید رونوشت یا فتوکپی گواهی شده قبوض اقساطی و سند پیوست درخواست نامه به ثبت محل داده شود و عین قبوض اقساطی و سند نیز ارائه گردد. در تهران درخواست نامه اجرای قبوض اقساطی به اجراء داده می‌شود و … .

 

‌بنابرین‏ طبق بند ب، برای وصول وجه چک از ثبت محل درخواست صدور اجرائیه می‌شود. در صورتی که بدهکار ظرف مدت مقرر در سند بدهی خود را نپردازد بستانکار (دارنده چک) می‌تواند وصول طلب خود را توسط دفترخانه تنظیم کننده سند درخواست کند.

 

دفترخانه بنا به تقاضای بستانکار اجرائیه برای وصول طلب و اجور و خسارت دیرکرد صادر خواهد کرد. و به اداره ثبت ارسال خواهد داشت. بدهکار از تاریخ ابلاغ اجرائیه ۸ ماه مهلت خواهد داشت که نسبت به پرداخت بدهی خود اقدام کند.

 

بدهکار می‌تواند ظرف ۶ ماه از تاریخ ابلاغ اجرائیه درخواست نمایدکه ملک از طریق حراج بفروش برسد در این صورت اجرای ثبت محل پس از انقضای مدت۶ ماه به حراج ملک اقدام خواهد کرد.

 

‌در مورد اموال منقول اعم از اینکه اجرائیه نسبت به تمام یا باقیمانده طلب صادر شده باشد بدهکار ظرف مدت ۴ ماه از تاریخ ابلاغ اجرائیه نسبت به پرداخت بدهی خود اقدام ننماید مال مورد معامله به وسیله اجرای ثبت به حراج گذاشته می‌شود و از این طریق وصول وجه آن را میسر می‌کند.

 

در پایان لازم می‌دانیم یادآوری کنیم که این طریق نسبت به مراجعه به دادگستری دارای معایبی به شرح ذیل است:

 

اجرا ثبت در صورتی دستور اجرا صادر می‌کند که مطابقت امضاء چک با نمونه امضاء صادر کننده در بانک گواهی شده باشد، تشخیص مطابقت یا عدم مطابقت امضاء از مسائل فنی قضایی است و تفویض آن به متصدیان بانک با اصول کلی حقوقی موافق نیست و چه بسا موجب تضییع حق دارنده چک می‌شود.[۷۶]

 

دیگر اینکه متقاضی اجرائیه باید قبل از صدور اجرائیه ۱۰% مبلغ مورد درخواست را در صندوق اجراء تودیع نماید و اگر صادر کننده مالی غیر از یک باب خانه و یک دستگاه اتومبیل و یک شماره تلفن داشته باشد قابل بازداشت می‌باشد زیرا برابر بخشنامه‌هایی که در سال ۵۹ و ۶۰ از طرف شورای عالی قضایی صادر گردید اموال سه گانه فوق از مستثنیات دین شناخته شده و قابل توقیف و بازداشت نمی‌باشد و افراد کمی در جامعه هستند که غیر از اموال مذکور اموال قابل توجه دیگری دارا هستند ‌بنابرین‏ صدور اجرائیه در چنین مواقعی عملاً بی نتیجه می‌ماند در صورتی که در طریق تعقیب کیفری شاکی با همان هزینه مختصر طرح شکایت خود می‌تواند تقاضای تأمین اموال صادر کننده را نموده و در توقیف اموال مفاد بخش نامه‌های فوق الذکر شورای عالی قضایی قابل اجرا نبوده و اموال بلامعارض صادر کننده هر قدر که باشد مورد توقیف قرار می‌گیرد.[۷۷]

 

۱ـ۳ـ۳ـ۳ طرح دعوی در دادگاه‌های حقوق برای وصول وجه چک

 

همان گونه که پیش از این اشارت رفت یکی دیگر از راه‌های وصول وجه چک مراجعه دارنده چک غیر قابل پرداخت به دادگاه‌های حقوقی ۲ و ۱ است. در این باره به موجب بند دوم از ماده ۷ قانون تشکیل دادگاه‌های حقوقی ۱ و ۲ مصوب سال ۱۳۶۴ رسیدگی به دعاوی راجع به اموال منقول و غیر منقول و دیون و منافع و زیان ناشی از جرم و ضمان قهری در صورتی که خواسته تا مبلغ دو میلیون ریال باشد در صلاحیت دادگاه‌های حقوقی ۲ می‌باشد به موجب بند اول ماده ۹ قانون مذبور هر گاه در مقر دادگاه‌های حقوقی ۲ دادگاه حقوقی ۱ نباشد دعاوی که خواسته آن تا مبلغ چهار میلیون ریال باشد نیز در صلاحیت رسیدگی دادگاه های حقوقی ۲ می‌باشد. ‌بنابرین‏ در مواردی که مبلغ مندرج در چک پرداخت نشدنی کمتر از دو میلیون ریال باشد متقاضی دریافت وجه چک باید دعوای خود را در دادگاه حقوقی ۲ با رعایت مقررات قانون آیین دادرسی مدنی مطرح کند و در صورتی که متقاضی به عنوان خسارات احتمالی درخواست صدور تامین خواسته را بنماید باید مبلغی معادل دوازده درصد وجه چک را در صندوق دادگستری تودیع نماید. ولی هر گاه مبلغ چک پرداخت نشدنی بیش از دو میلیون ریال باشد و در حوزه دادگاه حقوقی ۲ دادگاه حقوقی ۱ نیز تشکیل شده باشد متقاضی باید دعوای خود را در دادگاه حقوقی ۱ مطرح نماید ولی درصورتی که در مقرر دادگاه حقوقی ۱ دادگاه حقوقی ۲ تشکیل نشده باشد دادگاه حقوقی ۱ می‌تواند به دعاوی کمتر از دو میلیون ریال که ناشی از صدور چک بی محل باشد رسیدگی کند. ناگفته نماند در عمل طرح دعوای حقوقی علیه صادر کننده چک پرداخت نشدنی به علت بطی جریان دادرسی در دادگاه‌های حقوقی زیاد نیست و دارندگان چک‌های بی محل تمایل چندانی به استفاده از طریقه حقوقی برای وصول چک را ندارند مگر این که به جهاتی استفاده از طریقه جزایی و یا مراجعه به اجرا ثبت برای وصول وجه چک برای آنان مقدور نباشد که در آن صورت دعوی علیه صادر کننده چک را در دادگاه‌های حقوقی برحسب مورد مطرح می‌کنند.

 

۱ـ۳ـ۴ مجازات یا واکنش اجتماعی در قبال اصدار چک پرداخت نشدنی

 

۱ـ۳ـ۴ـ۱ مفهوم واکنش اجتماعی

 

گرچه نخستین مفهومی که از واکنش اجتماعی علیه جرم به ذهن متبادر می‌شود همانا مجازات است معهذا اصطلاح واکنش اجتماعی از نظر حقوقی جزا در عصر ما دارای معنی و مفهوم وسیعی است واکنش اجتماعی علیه جرم در معنای عام آن عبارت است از کلیه الزامات ضروری قانونی که علیه فعالیت‌های مجرمانه صورت می‌گیرد و فرآیندی در برابر جرم است که در متون جزایی به وسیله قانون‌گذار پیش‌بینی می‌شود با این تعبیر واکنش اجتماعی هر نوع مجازات یا اقدامات تامینی یا تدابیر و شیوه های کیفری، اجتماعی اقتصادی یا فرهنگی است که قانون‌گذار در مقابل ارتکاب جرم برای پیش گیری و مقابله با جرم در قانون جزا پیش‌بینی می‌کند در این چشم انداز در بررسی مقررات کیفری حاکم بر صدور چک پرداخت نشدنی، ملاحظه می‌شود که قانون‌گذار با اتخاذ شیوه کیفری خاصی علاوه بر مجازات اصلی برای صادرکنندگان چک پرداخت نشدنی (حبس و جزای نقدی) برای پیش گیری از افزایش آثار جرائم اصدار چک پرداخت نشدنی در ماده ۲۱ اصلاحیه[۷۸] قانون صدور چک بانک‌ها را مکلف ‌کرده‌است که کلیه حساب‌های جاری اشخاصی که بیش از یک بار چک بی محل صادر کرده و تعقیب کیفری آن ها منتهی به صدور کیفر خواست شده است را بسته و تا سه سال به نام آن‌ ها حساب جاری دیگری باز نکنند. این مقرره نوعی اقدام تامینی برای جلوگیری از تکرار و افزایش اصدار چک پرداخت نشدنی است.

 

۱ـ۳ـ۴ـ۲ مجازات اصدار چک پرداخت نشدنی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1401-09-16] [ 10:35:00 ب.ظ ]